filtrating

[ایالات متحده]/ˈfɪl.treɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪl.treɪ.tɪŋ/

ترجمه

v. فرایند فیلتر کردن یا غربالگری

عبارات و ترکیب‌ها

filtrating water

فیلتر کردن آب

filtrating air

فیلتر کردن هوا

filtrating system

سیستم فیلتراسیون

filtrating process

فرآیند فیلتراسیون

filtrating device

دستگاه فیلتر

filtrating method

روش فیلتراسیون

filtrating mechanism

مکانیزم فیلتراسیون

filtrating material

مواد فیلتر

filtrating agent

عامل فیلتر

filtrating technique

تکنیک فیلتراسیون

جملات نمونه

filtrating water is essential for safe drinking.

فیلتر کردن آب برای نوشیدن ایمن ضروری است.

the process of filtrating air can improve indoor quality.

فرآیند فیلتر کردن هوا می‌تواند کیفیت داخلی را بهبود بخشد.

filtrating information helps in making informed decisions.

فیلتر کردن اطلاعات به تصمیم‌گیری آگاهانه کمک می‌کند.

they are filtrating the data to find useful insights.

آنها داده‌ها را برای یافتن بینش‌های مفید فیلتر می‌کنند.

filtrating pollutants from the river is a priority.

فیلتر کردن آلاینده‌ها از رودخانه یک اولویت است.

filtrating oil from water can be a challenging task.

فیلتر کردن روغن از آب می‌تواند یک کار چالش‌برانگیز باشد.

they are filtrating the samples for further analysis.

آنها نمونه‌ها را برای تجزیه و تحلیل بیشتر فیلتر می‌کنند.

filtrating light can enhance the quality of photography.

فیلتر کردن نور می‌تواند کیفیت عکاسی را افزایش دهد.

filtrating noise from the environment is necessary for focus.

فیلتر کردن نویز از محیط برای تمرکز ضروری است.

filtrating feedback from users can guide product development.

فیلتر کردن بازخورد از کاربران می‌تواند توسعه محصول را راهنمایی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید