permeating

[ایالات متحده]/ˈpɜː.mi.eɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɜr.mi.eɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در حال پخش شدن در سراسر; اشباع کردن; نفوذ کردن یا نشت کردن به داخل

عبارات و ترکیب‌ها

permeating smell

بوی نفوذ کننده

permeating light

نور نفوذ کننده

permeating sound

صدای نفوذ کننده

permeating atmosphere

فضای نفوذ کننده

permeating feeling

احساس نفوذ کننده

permeating influence

تاثیر نفوذ کننده

permeating presence

حضور نفوذ کننده

permeating essence

جوهر نفوذ کننده

permeating color

رنگ نفوذ کننده

permeating energy

انرژی نفوذ کننده

جملات نمونه

the scent of fresh bread is permeating the air.

بوی نان تازه در هوا در حال نفوذ است.

her enthusiasm is permeating the entire team.

اشتیاق او در حال نفوذ به کل تیم است.

the idea of sustainability is permeating modern architecture.

ایده پایداری در حال نفوذ به معماری مدرن است.

fear was permeating the crowd during the storm.

ترس در طول طوفان در حال نفوذ به جمعیت بود.

music was permeating the atmosphere of the festival.

موسیقی در حال نفوذ به فضای جشنواره بود.

the influence of technology is permeating our daily lives.

تاثیر فناوری در حال نفوذ به زندگی روزمره ما است.

joy was permeating the room as they celebrated.

شادی در حالی که آنها جشن می گرفتند، در حال نفوذ به اتاق بود.

the philosophy of minimalism is permeating the art world.

فلسفه مینیمالیسم در حال نفوذ به دنیای هنر است.

his passion for learning is permeating his teaching style.

اشتیاق او به یادگیری در حال نفوذ به سبک تدریس او است.

the concept of community is permeating the new project.

ایده جامعه در حال نفوذ به پروژه جدید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید