findingss

[ایالات متحده]/ˈfaɪndɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfaɪndɪŋz/

ترجمه

n. جمع finding؛ کشف‌ها یا نتایج یک بررسی یا پرسش.

جملات نمونه

the research findingss suggest a strong correlation between exercise and mental health.

یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بین ورزش و سلامت روان رابطه‌ای قوی وجود دارد.

scientists published their key findingss in a leading journal.

دانشمندان یافته‌های کلیدی خود را در یک ژورنال رهبری منتشر کردند.

the preliminary findingss indicate potential risks associated with the new drug.

یافته‌های اولیه نشان می‌دهد که خطرات پتانسیلی مرتبط با داروی جدید وجود دارد.

recent findingss have challenged our understanding of ancient civilizations.

یافته‌های اخیر با درک ما از تمدن‌های باستانی چالش پذیرفته است.

the team analyzed the main findingss from the five-year study.

تیم یافته‌های اصلی از مطالعه پنج ساله را تحلیل کرد.

new findingss reveal the complexity of marine ecosystems.

یافته‌های جدید پیچیدگی اکوسیستم‌های دریایی را نشان می‌دهد.

important findingss were presented at the international conference.

یافته‌های مهم در کنفرانس بین‌المللی ارائه شد.

the significant findingss led to changes in public health policy.

یافته‌های مهم به تغییرات در سیاست‌های بهداشت عمومی منجر شد.

researchers confirmed the conclusive findingss after multiple experiments.

پژوهشگران یافته‌های قطعی را پس از آزمایش‌های متعدد تأیید کردند.

the clinical findingss suggest two different treatment approaches.

یافته‌های بالینی دو رویکرد درمانی متفاوت را پیشنهاد می‌کنند.

survey findingss showed a dramatic shift in consumer preferences.

یافته‌های نظرسنجی نشان داد که تغییر در ترجیحات مصرف‌کنندگان رخ داده است.

empirical findingss from the field study supported the original hypothesis.

یافته‌های تجربی از مطالعه میدانی فرضیه اصلی را حمایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید