| جمع | fine-tuners |
be a fine-tuner
به یک نرمافزار ریگولاسیون ماهر تبدیل شوید
fine-tuner's role
نقش نرمافزار ریگولاسیون
experienced fine-tuner
نرمافزار ریگولاسیون ماهر
fine-tuner software
نرمافزار ریگولاسیون
the fine-tuner adjusted the radio frequency precisely.
تنها کالیبراسیونکننده فرکانس رادیو را به طور دقیق تنظیم کرد.
he's a skilled fine-tuner of classic cars.
او یک کالیبراسیونکننده ماهر اتومبیلهای کلاسیک است.
the engine needed a fine-tuner to optimize its performance.
موتور نیاز به یک کالیبراسیونکننده داشت تا عملکرد آن را بهینه کند.
a good fine-tuner can make a significant difference.
یک کالیبراسیونکننده خوب میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
she used a fine-tuner to calibrate the instrument.
او از یک کالیبراسیونکننده برای کالیبراسیون دستگاه استفاده کرد.
the fine-tuner meticulously checked the settings.
کالیبراسیونکننده به دقت تنظیمات را بررسی کرد.
we hired a professional fine-tuner for the project.
ما برای پروژه یک کالیبراسیونکننده حرفهای استخدام کردیم.
the fine-tuner improved the guitar's sound significantly.
کالیبراسیونکننده صدای گیتار را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.
he is a detail-oriented fine-tuner with years of experience.
او یک کالیبراسیونکننده با تجربهای چند ساله است که به جزئیات توجه میکند.
the fine-tuner’s adjustments were subtle but effective.
تغییرات کالیبراسیونکننده ریز بودند اما مؤثر.
the camera lens required a careful fine-tuner.
لنز دوربین نیاز به یک کالیبراسیونکننده دقتآمیز داشت.
be a fine-tuner
به یک نرمافزار ریگولاسیون ماهر تبدیل شوید
fine-tuner's role
نقش نرمافزار ریگولاسیون
experienced fine-tuner
نرمافزار ریگولاسیون ماهر
fine-tuner software
نرمافزار ریگولاسیون
the fine-tuner adjusted the radio frequency precisely.
تنها کالیبراسیونکننده فرکانس رادیو را به طور دقیق تنظیم کرد.
he's a skilled fine-tuner of classic cars.
او یک کالیبراسیونکننده ماهر اتومبیلهای کلاسیک است.
the engine needed a fine-tuner to optimize its performance.
موتور نیاز به یک کالیبراسیونکننده داشت تا عملکرد آن را بهینه کند.
a good fine-tuner can make a significant difference.
یک کالیبراسیونکننده خوب میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
she used a fine-tuner to calibrate the instrument.
او از یک کالیبراسیونکننده برای کالیبراسیون دستگاه استفاده کرد.
the fine-tuner meticulously checked the settings.
کالیبراسیونکننده به دقت تنظیمات را بررسی کرد.
we hired a professional fine-tuner for the project.
ما برای پروژه یک کالیبراسیونکننده حرفهای استخدام کردیم.
the fine-tuner improved the guitar's sound significantly.
کالیبراسیونکننده صدای گیتار را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.
he is a detail-oriented fine-tuner with years of experience.
او یک کالیبراسیونکننده با تجربهای چند ساله است که به جزئیات توجه میکند.
the fine-tuner’s adjustments were subtle but effective.
تغییرات کالیبراسیونکننده ریز بودند اما مؤثر.
the camera lens required a careful fine-tuner.
لنز دوربین نیاز به یک کالیبراسیونکننده دقتآمیز داشت.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now