fining

[ایالات متحده]/ˈfaɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfaɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند روشن کردن یک مایع؛ عامل روشن کننده
v. عمل ایجاد چیزی ریزتر یا خالص تر

عبارات و ترکیب‌ها

fining process

فرآیند جریمه

fining authority

نهاد یا مقام صادر کننده جریمه

fining system

سیستم جریمه

fining policy

سیاست جریمه

fining structure

ساختار جریمه

fining mechanism

مکانیزم جریمه

fining guidelines

دستورالعمل‌های جریمه

fining criteria

معیارهای جریمه

fining schedule

جدول زمانبندی جریمه

fining amount

مبلغ جریمه

جملات نمونه

the government is fining companies for pollution violations.

دولت به دلیل تخلفات آلودگی، شرکت‌ها را جریمه می‌کند.

the city is fining drivers who park illegally.

شهروندانی که غیرقانونی پارک می‌کنند، توسط شهرداری جریمه می‌شوند.

they are fining the restaurant for health code violations.

به دلیل نقض قوانین بهداشتی، رستوران جریمه می‌شود.

the school is fining students for excessive tardiness.

به دلیل دیر رسیدن بیش از حد، دانش آموزان توسط مدرسه جریمه می‌شوند.

he was fined for speeding on the highway.

او به دلیل سرعت غیرمجاز در اتوبان جریمه شد.

they are considering fining people who litter in public places.

آنها در حال بررسی جریمه کردن افرادی هستند که در مکان‌های عمومی زباله رها می‌کنند.

the council is fining homeowners for not maintaining their properties.

شورای شهر، صاحبان خانه‌ها را به دلیل عدم نگهداری از اموالشان جریمه می‌کند.

the airline is fining passengers for not following safety regulations.

شرکت هواپیمایی، مسافران را به دلیل عدم رعایت مقررات ایمنی جریمه می‌کند.

they are fining the contractor for failing to meet deadlines.

آنها پیمانکار را به دلیل عدم رعایت مهلت‌ها جریمه می‌کنند.

companies face the risk of being fined if they violate labor laws.

شرکت‌ها در صورت نقض قوانین کار، در معرض خطر جریمه شدن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید