fipples

[ایالات متحده]/ˈfɪp.əl/
[بریتانیا]/ˈfɪp.əl/

ترجمه

n. نوعی دهانه برای سازهای بادی؛ دهانه یک فلوت یا ساز مشابه

عبارات و ترکیب‌ها

fipple flute

نی فلیوت

fipple end

سر نی

fipple mouthpiece

دهانه نی

fipple design

طراحی نی

fipple block

بلوک نی

fipple tone

صدای نی

fipple reed

زبانک نی

fipple sound

صداي ني

fipple instrument

ساز نی

fipple technique

تکنیک نی

جملات نمونه

the fipple of the flute creates a unique sound.

صدای منحصر به فردی توسط سوت فلوت ایجاد می‌شود.

he carefully carved the fipple from wood.

او با دقت سوت را از چوب تراشید.

adjusting the fipple can change the pitch.

تنظیم سوت می‌تواند زیر و بم را تغییر دهد.

the fipple is essential for playing the instrument.

سوت برای نواختن ساز ضروری است.

she learned how to make a fipple for her flute.

او یاد گرفت که چگونه برای فلوت خود سوت درست کند.

many woodwind instruments utilize a fipple design.

بسیاری از سازهای بادی از طراحی سوت استفاده می‌کنند.

he replaced the old fipple with a new one.

او سوت قدیمی را با یکی جدید جایگزین کرد.

the fipple's placement affects the sound quality.

محل قرارگیری سوت بر کیفیت صدا تأثیر می‌گذارد.

crafting a fipple requires precision and skill.

ساختن سوت به دقت و مهارت نیاز دارد.

she experimented with different fipple shapes.

او با شکل‌های مختلف سوت آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید