firecrackers

[ایالات متحده]/ˈfaɪəˌkrækəz/
[بریتانیا]/ˈfaɪərˌkrækərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌های انفجاری مورد استفاده برای سرگرمی، به ویژه در طول جشن‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

firecrackers party

جشن آتش‌بازی

firecrackers display

نمایش آتش‌بازی

firecrackers noise

هم آتش‌بازی

firecrackers festival

جشنواره آتش‌بازی

firecrackers ban

ممنوعیت آتش‌بازی

firecrackers safety

ایمنی آتش‌بازی

firecrackers tradition

آداب آتش‌بازی

firecrackers shop

فروشگاه آتش‌بازی

firecrackers sale

فروش آتش‌بازی

firecrackers sound

صداهای آتش‌بازی

جملات نمونه

we set off firecrackers to celebrate the new year.

ما برای جشن سال نو آتش‌بازی روشن کردیم.

firecrackers are often used during festivals.

آتش‌بازی اغلب در جشنواره‌ها استفاده می‌شود.

children love to watch the firecrackers explode in the sky.

کودکان عاشق تماشای منفجر شدن آتش‌بازی در آسمان هستند.

be careful when handling firecrackers.

هنگام دست زدن به آتش‌بازی مراقب باشید.

firecrackers create a loud noise that scares away evil spirits.

آتش‌بازی صدای بلندی ایجاد می‌کند که ارواح شیطانی را می‌ترساند.

many families buy firecrackers for the lunar new year.

خانواده‌های زیادی برای سال نو قمری آتش‌بازی می‌خرند.

we enjoyed the colorful display of firecrackers at the festival.

ما از نمایش رنگارنگ آتش‌بازی در جشنواره لذت بردیم.

it is traditional to light firecrackers on special occasions.

روشن کردن آتش‌بازی در مناسبت‌های خاص یک سنت است.

firecrackers symbolize good luck and happiness.

آتش‌بازی نماد شانس و خوشبختی است.

some places have restrictions on the use of firecrackers.

برخی از مکان‌ها محدودیت‌هایی در مورد استفاده از آتش‌بازی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید