explosives

[ایالات متحده]/ɪkˈspləʊsɪvz/
[بریتانیا]/ɪkˈsploʊsɪvz/

ترجمه

n. مواد منفجره مورد استفاده برای ایجاد انفجار؛ مواد متفجر

عبارات و ترکیب‌ها

explosives detection

تشخیص مواد منفجره

handling explosives

رساندن مواد منفجره

explosives residue

آثار مواد منفجره

transporting explosives

حمل مواد منفجره

explosives expert

متخصص مواد منفجره

store explosives

ذخیره مواد منفجره

explosives investigation

تحقیقات مواد منفجره

explosives threat

تهدید مواد منفجره

explosives disposal

خنثی کردن مواد منفجره

smuggling explosives

قاچاق مواد منفجره

جملات نمونه

the bomb squad carefully handled the explosives.

گروه رفع بمک با دقت مواد منفجره را کنترل کرد.

he was arrested for illegally possessing explosives.

او به دلیل داشتن غیرقانونی مواد منفجره دستگیر شد.

the demolition required a large quantity of explosives.

تخریب به مقدار زیادی مواد منفجره نیاز داشت.

they discovered a cache of explosives in the cave.

آنها یک مخفیگاه از مواد منفجره را در غار کشف کردند.

the suspect had a history of working with explosives.

مشتبه بود که سابقه کار با مواد منفجره داشت.

the use of explosives is strictly prohibited here.

استفاده از مواد منفجره در اینجا به شدت ممنوع است.

the quarry used explosives to break up the rock.

کانون استفاده از مواد منفجره برای شکستن سنگ کرد.

the investigation focused on the source of the explosives.

تحقیقات بر روی منبع مواد منفجره متمرکز شد.

the miners used explosives to excavate the tunnel.

ماینرها از مواد منفجره برای حفر تونل استفاده کردند.

the team specialized in disposing of old explosives.

تیم در زمینه دفع مواد منفجره قدیمی تخصص داشت.

the warehouse stored a variety of commercial explosives.

انبار انواع مواد منفجره تجاری را ذخیره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید