| جمع | firegrates |
firegrate design
طراحی دریچه آتش
firegrate installation
نصب دریچه آتش
firegrate maintenance
نگهداری دریچه آتش
firegrate accessories
لوازم جانبی دریچه آتش
firegrate size
اندازه دریچه آتش
firegrate material
جنس دریچه آتش
firegrate style
سبک دریچه آتش
firegrate safety
ایمنی دریچه آتش
firegrate features
ویژگیهای دریچه آتش
firegrate usage
نحوه استفاده از دریچه آتش
the firegrate needs to be cleaned regularly.
نیاز است که دریچه آتش به طور منظم تمیز شود.
he placed the logs carefully in the firegrate.
او به طور مراقبتی هیزمها را در دریچه آتش قرار داد.
the firegrate was filled with glowing embers.
دریچه آتش با زغالهای گداخته پر شده بود.
she decorated the firegrate with seasonal ornaments.
او دریچه آتش را با تزئینات فصلی تزئین کرد.
the firegrate was designed to enhance the fireplace's aesthetics.
دریچه آتش برای افزایش زیباییشناسی شومینه طراحی شده بود.
we installed a new firegrate for better heat distribution.
ما یک دریچه آتش جدید برای توزیع بهتر گرما نصب کردیم.
the firegrate can hold several pieces of wood at once.
دریچه آتش میتواند چندین تکه چوب را به طور همزمان نگه دارد.
make sure the firegrate is sturdy enough for the firewood.
مطمئن شوید که دریچه آتش به اندازه کافی برای هیزم محکم است.
the old firegrate was replaced with a modern design.
دریچه آتش قدیمی با یک طراحی مدرن جایگزین شد.
she loves to sit by the firegrate on cold winter nights.
او عاشق نشستن کنار دریچه آتش در شبهای سرد زمستانی است.
firegrate design
طراحی دریچه آتش
firegrate installation
نصب دریچه آتش
firegrate maintenance
نگهداری دریچه آتش
firegrate accessories
لوازم جانبی دریچه آتش
firegrate size
اندازه دریچه آتش
firegrate material
جنس دریچه آتش
firegrate style
سبک دریچه آتش
firegrate safety
ایمنی دریچه آتش
firegrate features
ویژگیهای دریچه آتش
firegrate usage
نحوه استفاده از دریچه آتش
the firegrate needs to be cleaned regularly.
نیاز است که دریچه آتش به طور منظم تمیز شود.
he placed the logs carefully in the firegrate.
او به طور مراقبتی هیزمها را در دریچه آتش قرار داد.
the firegrate was filled with glowing embers.
دریچه آتش با زغالهای گداخته پر شده بود.
she decorated the firegrate with seasonal ornaments.
او دریچه آتش را با تزئینات فصلی تزئین کرد.
the firegrate was designed to enhance the fireplace's aesthetics.
دریچه آتش برای افزایش زیباییشناسی شومینه طراحی شده بود.
we installed a new firegrate for better heat distribution.
ما یک دریچه آتش جدید برای توزیع بهتر گرما نصب کردیم.
the firegrate can hold several pieces of wood at once.
دریچه آتش میتواند چندین تکه چوب را به طور همزمان نگه دارد.
make sure the firegrate is sturdy enough for the firewood.
مطمئن شوید که دریچه آتش به اندازه کافی برای هیزم محکم است.
the old firegrate was replaced with a modern design.
دریچه آتش قدیمی با یک طراحی مدرن جایگزین شد.
she loves to sit by the firegrate on cold winter nights.
او عاشق نشستن کنار دریچه آتش در شبهای سرد زمستانی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید