firegrate

[ایالات متحده]/ˈfaɪəˌɡreɪt/
[بریتانیا]/ˈfaɪərˌɡreɪt/

ترجمه

n. یک چارچوب فلزی برای نگه داشتن سوخت سوزان در شومینه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

firegrate design

طراحی دریچه آتش

firegrate installation

نصب دریچه آتش

firegrate maintenance

نگهداری دریچه آتش

firegrate accessories

لوازم جانبی دریچه آتش

firegrate size

اندازه دریچه آتش

firegrate material

جنس دریچه آتش

firegrate style

سبک دریچه آتش

firegrate safety

ایمنی دریچه آتش

firegrate features

ویژگی‌های دریچه آتش

firegrate usage

نحوه استفاده از دریچه آتش

جملات نمونه

the firegrate needs to be cleaned regularly.

نیاز است که دریچه آتش به طور منظم تمیز شود.

he placed the logs carefully in the firegrate.

او به طور مراقبتی هیزم‌ها را در دریچه آتش قرار داد.

the firegrate was filled with glowing embers.

دریچه آتش با زغال‌های گداخته پر شده بود.

she decorated the firegrate with seasonal ornaments.

او دریچه آتش را با تزئینات فصلی تزئین کرد.

the firegrate was designed to enhance the fireplace's aesthetics.

دریچه آتش برای افزایش زیبایی‌شناسی شومینه طراحی شده بود.

we installed a new firegrate for better heat distribution.

ما یک دریچه آتش جدید برای توزیع بهتر گرما نصب کردیم.

the firegrate can hold several pieces of wood at once.

دریچه آتش می‌تواند چندین تکه چوب را به طور همزمان نگه دارد.

make sure the firegrate is sturdy enough for the firewood.

مطمئن شوید که دریچه آتش به اندازه کافی برای هیزم محکم است.

the old firegrate was replaced with a modern design.

دریچه آتش قدیمی با یک طراحی مدرن جایگزین شد.

she loves to sit by the firegrate on cold winter nights.

او عاشق نشستن کنار دریچه آتش در شب‌های سرد زمستانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید