grates

[ایالات متحده]/ɡreɪts/
[بریتانیا]/ɡreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنده (جمع) \nv. رنده کردن یا خرد کردن؛ ایجاد صدای خشن؛ تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

grates cheese

پنیر رنده می‌کند

grates on me

روی من رنده می‌شود

grates finely

به صورت ریز رنده می‌کند

grates vegetables

سبزیجات رنده می‌کند

grates easily

به راحتی رنده می‌کند

grates coarsely

به صورت درشت رنده می‌کند

grates loudly

با صدای بلند رنده می‌کند

grates together

همراه با هم رنده می‌کند

grates poorly

به خوبی رنده نمی‌کند

grates metal

فلز رنده می‌کند

جملات نمونه

she grates cheese for the pasta.

او پنیر را برای پاستا رنده می‌کند.

he grates the carrots for the salad.

او هویج را برای سالاد رنده می‌کند.

the teacher grates the students' work carefully.

معلم با دقت تکالیف دانش‌آموزان را بررسی می‌کند.

she grates the lemon zest into the cake batter.

او پوست لیمو رنده شده را به داخل خمیر کیک می‌ریزد.

he grates on my nerves with his constant talking.

با صحبت کردنش مدام اعصاب من را به هم می‌ریزد.

the chef grates fresh ginger for the dish.

سرآشپز زنجبیل تازه را برای غذا رنده می‌کند.

she grates the chocolate to sprinkle on top.

او شکلات را رنده می‌کند تا روی آن بپاشد.

he grates the potatoes for the latkes.

او سیب‌زمینی را برای لتکه رنده می‌کند.

she grates her teeth in frustration.

او از سر ناامیدی دندان‌هایش را به هم می‌گرید.

the loud music grates on my ears.

موسیقی بلند گوش من را آزار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید