firescreen

[ایالات متحده]/ˈfaɪəskriːn/
[بریتانیا]/ˈfaɪərskrin/

ترجمه

n. یک صفحه یا مانع حفاظتی که در جلوی چوب سوز یا آتش قرار می‌گیرد تا از خروج شعله، گرما یا خرگوش‌های آتش جلوگیری کند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the firescreen

پریشان گرمایی

firescreens

پریشان گرمایی ها

firescreen's glow

نور پریشان گرمایی

antique firescreen

پریشان گرمایی باستانی

firescreen polish

پولیش پریشان گرمایی

behind the firescreen

پشت پریشان گرمایی

firescreen designs

طراحی پریشان گرمایی

firescreen ornament

زیورآلات پریشان گرمایی

firescreen patterns

الگوی پریشان گرمایی

wrought iron firescreen

پریشان گرمایی آهن چکیده

جملات نمونه

the firescreen protected the carpet from sparks.

پرده گرمایی از پرچم در برابر اشعه‌های گرم حفاظت می‌کرد.

she polished the antique firescreen until it gleamed.

او پرده گرمایی باستانی را تا زمانی که لامس شد، پولیش کرد.

the ornate firescreen added elegance to the parlor.

پرده گرمایی زیبایی به دفتر اضافه کرد.

heat radiated through the firescreen's mesh.

گرما از شبکه پرده گرمایی پخش می‌شد.

children were kept safe by the firescreen.

پرده گرمایی کودکان را امن نگه می‌داشت.

the firescreen featured intricate ironwork designs.

پرده گرمایی طراحی‌های پیچیده فولادی داشت.

dust accumulated behind the firescreen.

گرد و غبار پشت پرده گرمایی جمع شد.

he leaned against the firescreen to feel the warmth.

او به پرده گرمایی گردن زد تا گرما را احساس کند.

the firescreen prevented logs from rolling out.

پرده گرمایی از اینکه چوب‌ها از جای خود بیرون بروند جلوگیری کرد.

an iron firescreen stood before the fireplace.

یک پرده گرمایی از فولاد در جلو کوره قرار داشت.

the brass firescreen tarnished over time.

پرده گرمایی از مس با گذشت زمان کدر شد.

she cleaned the firescreen with a soft cloth.

او پرده گرمایی را با یک پارچه نرم تمیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید