fisas

[ایالات متحده]/ˈfiːsəz/
[بریتانیا]/ˈfiːsəz/

ترجمه

n. واژه غیراستاندارد یا شناسایی نشده

جملات نمونه

the government implemented new fisas to improve tax collection efficiency.

دولت فیس‌های جدیدی را برای بهبود کارایی جمع‌آوری مالیات اجرا کرد.

economists analyzed the impact of fisas on small business growth.

اقتصاددان‌ها تأثیر فیس‌ها بر رشد کسب‌وکارهای کوچک را تحلیل کردند.

our department reviews all fisas before final approval.

بخش ما تمام فیس‌ها را قبل از تأیید نهایی بررسی می‌کند.

the committee proposed changes to existing fisas regarding corporate taxation.

کمیته تغییراتی در فیس‌های موجود در مورد مالیات شرکت‌ها پیشنهاد داد.

local municipalities must adhere to state fisas when allocating funds.

شهرداری‌های محلی باید در زمان تخصیص بودجه به فیس‌های ایالتی پایبند باشند.

the new administration promised comprehensive reform of outdated fisas.

اداره جدید اصلاحات جامع فیس‌های منسوخ را به‌طور رسمی اعلام کرد.

financial analysts recommend reviewing fisas annually for optimal results.

تحلیلگران مالی توصیه می‌کنند که فیس‌ها را به‌طور سالانه برای دستیابی به بهترین نتایج بررسی شود.

the company adjusts its fisas according to changing market conditions.

شرکت فیس‌های خود را بر اساس تغییرات شرایط بازار تنظیم می‌کند.

international experts consulted on developing effective fisas for emerging markets.

گروهی از متخصصان بین‌المللی در مورد توسعه فیس‌های مؤثر برای بازارهای در حال ظهور مشورت دادند.

the academic paper examines historical fisas and their economic consequences.

مقاله‌ی دانشگاهی فیس‌های تاریخی و پیامدهای اقتصادی آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد.

transparency in fisas helps build public trust in government institutions.

شفافیت در فیس‌ها به ایجاد اعتماد عمومی به نهادهای دولتی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید