fishgig tournament
مسابقه ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig competition
رقابت ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig season
فصل ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig gear
تجهیزات ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig technique
تکنیک ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig safety
ایمنی ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig rules
قوانین ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig method
روش ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig practice
تمرین ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig skills
مهارتهای ماهیگیری با غوطهور شدن
he used a fishgig to catch fish in the river.
او از یک قلاب ماهیگیری برای گرفتن ماهی در رودخانه استفاده کرد.
she learned how to use a fishgig during her fishing trip.
او یاد گرفت که چگونه در طول سفر ماهیگیری خود از یک قلاب ماهیگیری استفاده کند.
the fishgig is a traditional tool for spearfishing.
قلاب ماهیگیری یک ابزار سنتی برای ماهیگیری با نیزر است.
he sharpened the fishgig before heading out to the lake.
او قبل از رفتن به دریاچه قلاب ماهیگیری را تیز کرد.
using a fishgig requires skill and precision.
استفاده از قلاب ماهیگیری نیاز به مهارت و دقت دارد.
they set out at dawn with their fishgig and a lantern.
آنها با قلاب ماهیگیری و یک فانوس در سپیده دم شروع به حرکت کردند.
a fishgig can be an effective way to catch larger fish.
قلاب ماهیگیری می تواند راهی موثر برای گرفتن ماهی های بزرگتر باشد.
he proudly displayed the fish he caught with his fishgig.
او با افتخار ماهی هایی که با قلاب ماهیگیری خود گرفته بود، به نمایش گذاشت.
she prefers using a fishgig over a fishing rod.
او ترجیح می دهد از قلاب ماهیگیری به جای چوب ماهیگیری استفاده کند.
they taught the children how to handle a fishgig safely.
آنها به کودکان آموزش دادند که چگونه به طور ایمن با قلاب ماهیگیری برخورد کنند.
fishgig tournament
مسابقه ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig competition
رقابت ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig season
فصل ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig gear
تجهیزات ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig technique
تکنیک ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig safety
ایمنی ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig rules
قوانین ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig method
روش ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig practice
تمرین ماهیگیری با غوطهور شدن
fishgig skills
مهارتهای ماهیگیری با غوطهور شدن
he used a fishgig to catch fish in the river.
او از یک قلاب ماهیگیری برای گرفتن ماهی در رودخانه استفاده کرد.
she learned how to use a fishgig during her fishing trip.
او یاد گرفت که چگونه در طول سفر ماهیگیری خود از یک قلاب ماهیگیری استفاده کند.
the fishgig is a traditional tool for spearfishing.
قلاب ماهیگیری یک ابزار سنتی برای ماهیگیری با نیزر است.
he sharpened the fishgig before heading out to the lake.
او قبل از رفتن به دریاچه قلاب ماهیگیری را تیز کرد.
using a fishgig requires skill and precision.
استفاده از قلاب ماهیگیری نیاز به مهارت و دقت دارد.
they set out at dawn with their fishgig and a lantern.
آنها با قلاب ماهیگیری و یک فانوس در سپیده دم شروع به حرکت کردند.
a fishgig can be an effective way to catch larger fish.
قلاب ماهیگیری می تواند راهی موثر برای گرفتن ماهی های بزرگتر باشد.
he proudly displayed the fish he caught with his fishgig.
او با افتخار ماهی هایی که با قلاب ماهیگیری خود گرفته بود، به نمایش گذاشت.
she prefers using a fishgig over a fishing rod.
او ترجیح می دهد از قلاب ماهیگیری به جای چوب ماهیگیری استفاده کند.
they taught the children how to handle a fishgig safely.
آنها به کودکان آموزش دادند که چگونه به طور ایمن با قلاب ماهیگیری برخورد کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید