fishtails

[ایالات متحده]/ˈfɪʃteɪlz/
[بریتانیا]/ˈfɪʃteɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دم را تکان دادن تا سرعت را در پرواز کاهش دهد

عبارات و ترکیب‌ها

fishtails design

طراحی دم‌ماهی

fishtails pattern

الگوی دم‌ماهی

fishtails hairstyle

مدل موی دم‌ماهی

fishtails skirt

دامن دم‌ماهی

fishtails dress

لباس دم‌ماهی

fishtails braid

بافت دم‌ماهی

fishtails cut

برش دم‌ماهی

fishtails effect

اثر دم‌ماهی

fishtails technique

تکنیک دم‌ماهی

fishtails style

سبک دم‌ماهی

جملات نمونه

the fish swims gracefully with its fishtails.

ماهی با دم‌های ماهی خود به طور ظریف شنا می‌کند.

she loves to draw pictures of fishtails.

او عاشق کشیدن تصاویر از دم‌های ماهی است.

fishtails can be seen in many types of fish.

می‌توان دم‌های ماهی را در بسیاری از انواع ماهی دید.

he studied the anatomy of fishtails for his research.

او آناتومی دم‌های ماهی را برای تحقیقات خود مطالعه کرد.

fishtails are essential for a fish's movement.

دم‌های ماهی برای حرکت ماهی ضروری هستند.

the design features colorful fishtails.

طراحی دارای دم‌های ماهی رنگارنگ است.

she wore a dress with fishtails at the bottom.

او لباسی با دم‌های ماهی در پایین پوشید.

fishtails help fish navigate through water.

دم‌های ماهی به ماهی‌ها کمک می‌کند تا در آب حرکت کنند.

he caught a fish with beautiful fishtails.

او یک ماهی با دم‌های ماهی زیبا صید کرد.

fishtails are often used in traditional fishing techniques.

اغلب از دم‌های ماهی در تکنیک‌های سنتی ماهیگیری استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید