fittingnesses

[ایالات متحده]/ˈfɪtɪŋnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfɪtɪŋnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت مناسب یا مناسب بودن؛ مناسب بودن

جملات نمونه

the architect evaluated the aesthetic fittingnesses of the new design elements.

معمار جایگاه زیبایی‌شناختی عناصر طراحی جدید را ارزیابی کرد.

philosophers often debate the moral fittingnesses of specific human actions.

فیلسوف‌ها اغلب در مورد جایگاه اخلاقی‌شناختی اقدامات خاص انسانی بحث می‌کنند.

we must determine the logical fittingnesses between the premise and the conclusion.

ما باید جایگاه منطقی‌شناختی بین پیش‌فرض و نتیجه را تعیین کنیم.

the committee reviewed the various fittingnesses of the proposed candidates.

کمیته جایگاه‌های مختلف نامزدهای پیشنهادی را بررسی کرد.

technicians checked the mechanical fittingnesses of the parts before assembly.

تکنسیزان قبل از جمع‌آوری، جایگاه‌های مکانیکی قطعات را بررسی کردند.

scholars analyzed the stylistic fittingnesses within the author's latest manuscript.

دانشمندان جایگاه‌های سبکی‌شناختی در متون جدید نویسنده را تحلیل کردند.

the judge considered the legal fittingnesses of the evidence presented.

دیوان در مورد جایگاه‌های قانونی‌شناختی شواهد ارائه شده فکر کرد.

biologists study the environmental fittingnesses of different animal species.

بیولوژیست‌ها جایگاه‌های محیطی‌شناختی گونه‌های مختلف حیوانات را مطالعه می‌کنند.

the trainer explained the functional fittingnesses of each exercise routine.

тренер جایگاه‌های عملکردی‌شناختی هر یک از برنامه‌های تمرینی را توضیح داد.

critics discussed the cultural fittingnesses of the movie's depiction.

انتقادات در مورد جایگاه‌های فرهنگی‌شناختی تصویر‌سازی فیلم بحث کردند.

the report highlights the structural fittingnesses required for the bridge.

گزارش جایگاه‌های ساختاری‌شناختی لازم برای پل را تاکید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید