pleasant fizziness
طعم گازدار دلپذیر
added fizziness
گازدار اضافه شده
strong fizziness
گازدار قوی
low fizziness
گازدار کم
natural fizziness
گازدار طبیعی
lose fizziness
از دست دادن گازدار
lost fizziness
گازدار از دست رفته
fizziness fades
گازدار محو میشود
fizziness remains
گازدار باقی میماند
increased fizziness
افزایش گازدار
the soda’s fizziness faded after i left the bottle open for an hour.
طعم گازدار نوشابه بعد از اینکه بطری را به مدت یک ساعت باز گذاشتم از بین رفت.
i love the crisp fizziness of sparkling water with a squeeze of lemon.
من عاشق طعم گازدار و با طراوت آب گازدار با کمی آب لیمو هستم.
the fizziness adds a refreshing bite to this citrus mocktail.
گازدار بودن به این کوکتل مرکباتی طعم تازهای میدهد.
you can feel the fizziness on your tongue as the bubbles burst.
میتوانید حسی از گازدار بودن را روی زبان خود احساس کنید زیرا حبابها میترکند.
keep it chilled to preserve the fizziness and the clean taste.
آن را خنک نگه دارید تا گازدار بودن و طعم تمیز آن حفظ شود.
the drink’s fizziness pairs well with spicy street food.
گازدار بودن نوشیدنی با غذاهای تند خیابانی خوب میآید.
i could hear the fizziness as soon as i cracked the can open.
من میتوانستم صدای گازدار بودن را به محض باز کردن قوطی بشنوم.
the champagne had lively fizziness and a bright apple aroma.
شامپاین گازدار و با طراوت بود و عطر سیب روشن داشت.
too much shaking ruins the fizziness and makes it foam over.
لرزاندن بیش از حد باعث از بین رفتن گازدار بودن و کف کردن آن میشود.
the fizziness gives this ginger beer a sharp, tingling finish.
گازدار بودن به این آبجو زنجبیلی یک پایان تیز و گزنده میدهد.
after the ice melted, the fizziness weakened and the flavor felt flat.
بعد از آب شدن یخ، گازدار بودن کم شد و طعم آن بیمزه شد.
a quick stir releases the fizziness, so i avoid mixing it too much.
هم زدن سریع گازدار بودن را آزاد میکند، بنابراین از مخلوط کردن بیش از حد آن خودداری میکنم.
pleasant fizziness
طعم گازدار دلپذیر
added fizziness
گازدار اضافه شده
strong fizziness
گازدار قوی
low fizziness
گازدار کم
natural fizziness
گازدار طبیعی
lose fizziness
از دست دادن گازدار
lost fizziness
گازدار از دست رفته
fizziness fades
گازدار محو میشود
fizziness remains
گازدار باقی میماند
increased fizziness
افزایش گازدار
the soda’s fizziness faded after i left the bottle open for an hour.
طعم گازدار نوشابه بعد از اینکه بطری را به مدت یک ساعت باز گذاشتم از بین رفت.
i love the crisp fizziness of sparkling water with a squeeze of lemon.
من عاشق طعم گازدار و با طراوت آب گازدار با کمی آب لیمو هستم.
the fizziness adds a refreshing bite to this citrus mocktail.
گازدار بودن به این کوکتل مرکباتی طعم تازهای میدهد.
you can feel the fizziness on your tongue as the bubbles burst.
میتوانید حسی از گازدار بودن را روی زبان خود احساس کنید زیرا حبابها میترکند.
keep it chilled to preserve the fizziness and the clean taste.
آن را خنک نگه دارید تا گازدار بودن و طعم تمیز آن حفظ شود.
the drink’s fizziness pairs well with spicy street food.
گازدار بودن نوشیدنی با غذاهای تند خیابانی خوب میآید.
i could hear the fizziness as soon as i cracked the can open.
من میتوانستم صدای گازدار بودن را به محض باز کردن قوطی بشنوم.
the champagne had lively fizziness and a bright apple aroma.
شامپاین گازدار و با طراوت بود و عطر سیب روشن داشت.
too much shaking ruins the fizziness and makes it foam over.
لرزاندن بیش از حد باعث از بین رفتن گازدار بودن و کف کردن آن میشود.
the fizziness gives this ginger beer a sharp, tingling finish.
گازدار بودن به این آبجو زنجبیلی یک پایان تیز و گزنده میدهد.
after the ice melted, the fizziness weakened and the flavor felt flat.
بعد از آب شدن یخ، گازدار بودن کم شد و طعم آن بیمزه شد.
a quick stir releases the fizziness, so i avoid mixing it too much.
هم زدن سریع گازدار بودن را آزاد میکند، بنابراین از مخلوط کردن بیش از حد آن خودداری میکنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید