fizzing

[ایالات متحده]/ˈfɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری fizz، به معنای تولید حباب‌ها یا ایجاد صدای سوت.

عبارات و ترکیب‌ها

fizzing drink

نوشیدنی گازدار

fizzing sound

صدای جوشش

fizzing soda

سودا گازدار

fizzing bubble

حباب جوشان

fizzing energy

انرژی گازدار

fizzing sensation

احساس جوشش

fizzing reaction

واکنش جوشان

fizzing mixture

مخلوط گازدار

fizzing candy

آبنبات گازدار

fizzing laughter

خنده های جوشان

جملات نمونه

the soda was fizzing in the glass.

نوشیدنی گازدار در لیوان در حال جوشش بود.

we could hear the fizzing of the fireworks.

ما می‌توانستیم صدای جوشش آتش‌بازی را بشنویم.

the fizzing sound made me feel excited.

صدای جوشش باعث شد احساس هیجان کنم.

the drink was fizzing with bubbles.

نوشیدنی با حباب‌ها در حال جوشش بود.

she enjoyed the fizzing sensation of the carbonated water.

او از حس جوشش آب گازدار لذت برد.

the fizzing reaction produced a lot of foam.

واکنش جوشش مقدار زیادی کف تولید کرد.

he watched the fizzing liquid in the test tube.

او مایع در حال جوشش را در لوله آزمایش مشاهده کرد.

the fizzing sound filled the entire room.

صدای جوشش کل اتاق را پر کرد.

after adding the vinegar, the baking soda started fizzing.

پس از افزودن سرکه، جوش شیرین شروع به جوشش کرد.

she poured the fizzing drink into a tall glass.

او نوشیدنی در حال جوشش را در یک لیوان بلند ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید