fizzles

[ایالات متحده]/ˈfɪz.əlz/
[بریتانیا]/ˈfɪz.əlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای جیرجیر یا حباب زدن ایجاد کردن؛ به طور ضعیف شکست خوردن یا به پایان رسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

party fizzles

حزب کم‌رنگ می‌شود

event fizzles

رویداد کم‌رنگ می‌شود

conversation fizzles

گفتگو کم‌رنگ می‌شود

spark fizzles

جرقه کم‌رنگ می‌شود

energy fizzles

انرژی کم‌رنگ می‌شود

interest fizzles

علاقه کم‌رنگ می‌شود

excitement fizzles

هیجان کم‌رنگ می‌شود

hope fizzles

امید کم‌رنگ می‌شود

plan fizzles

برنامه کم‌رنگ می‌شود

dream fizzles

رویا کم‌رنگ می‌شود

جملات نمونه

the excitement fizzles as the event approaches.

هیجان با نزدیک شدن به رویداد کم‌رنگ می‌شود.

his enthusiasm fizzles out after a few weeks.

اشتیاق او پس از چند هفته کم‌رنگ می‌شود.

the party fizzles when the guests leave early.

جشن با رفتن زودهنگام مهمانان کم‌رنگ می‌شود.

her interest in the project fizzles after the first meeting.

علاقه او به پروژه پس از اولین جلسه کم‌رنگ می‌شود.

the plan fizzles due to lack of funding.

طرح به دلیل کمبود بودجه کم‌رنگ می‌شود.

the spark between them fizzles after the first date.

جرقه بین آنها پس از قرار ملاقات اول کم‌رنگ می‌شود.

as the fireworks fizzle, the crowd disperses.

با کم‌رنگ شدن آتش‌بازی، جمعیت پراکنده می‌شود.

the debate fizzles out without any resolution.

بحث بدون هیچ نتیجه‌ای کم‌رنگ می‌شود.

his motivation fizzles when faced with challenges.

انگیزه او با رویارویی با چالش‌ها کم‌رنگ می‌شود.

the excitement of the new product fizzles quickly.

هیجان محصول جدید به سرعت کم‌رنگ می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید