flack

[ایالات متحده]/flæk/
[بریتانیا]/flæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناشر؛ توپ ضد هوایی
Word Forms
جمعflacks

جملات نمونه

to take flack for someone

تحمل انتقاد به جای شخص دیگر

to receive flack from the media

دریافت انتقاد از رسانه ها

to give flack to a colleague

انتقاد از یک همکار

to avoid flack from customers

اجتناب از انتقاد مشتریان

to be under flack for a decision

تحت فشار انتقاد برای یک تصمیم

to catch flack for a mistake

دریافت انتقاد به دلیل یک اشتباه

to handle flack with professionalism

مدیریت انتقاد با حرفه ای بودن

to face flack from the public

مواجهه با انتقاد از سوی مردم

to give flack back to critics

بازگرداندن انتقاد به منتقدان

to bear the brunt of flack

تحمل سنگین ترین انتقاد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید