flagships

[ایالات متحده]/ˈflæɡʃɪps/
[بریتانیا]/ˈflæɡʃɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) کشتی اصلی یا مهم‌ترین کشتی در یک ناوگان

عبارات و ترکیب‌ها

flagships store

فروشگاه‌های پرچمدار

flagships models

مدل‌های پرچمدار

flagships products

محصولات پرچمدار

flagships brands

برندهای پرچمدار

flagships services

خدمات پرچمدار

flagships lineup

خط تولید پرچمدار

flagships range

محدوده پرچمدار

flagships offerings

پیشنهادات پرچمدار

flagships features

ویژگی‌های پرچمدار

flagships experience

تجربه پرچمدار

جملات نمونه

the company's flagships are known for their innovative technology.

پرچم‌دار شرکت به دلیل فناوری‌های نوآورانه خود شناخته می‌شوند.

our flagships have set new standards in the industry.

پرچم‌دار ما استانداردهای جدیدی در صنعت ایجاد کرده‌اند.

these flagships represent the best of what we offer.

این پرچم‌دارها بهترین چیزی هستند که ما ارائه می‌دهیم.

flagships often receive the most marketing support.

پرچم‌دارها اغلب بیشترین حمایت بازاریابی را دریافت می‌کنند.

many customers choose our flagships for their reliability.

بسیاری از مشتریان پرچم‌دار ما را به دلیل قابلیت اطمینانشان انتخاب می‌کنند.

the flagships are equipped with the latest features.

پرچم‌دارها مجهز به آخرین ویژگی‌ها هستند.

our flagships are designed to stand out in the market.

پرچم‌دار ما به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در بازار از نظر متمایز باشند.

flagships usually have a higher price point due to their quality.

پرچم‌دارها معمولاً به دلیل کیفیت خود قیمت بالاتری دارند.

we launched two new flagships this year.

ما امسال دو پرچم‌دار جدید عرضه کردیم.

flagships often showcase the brand's latest advancements.

پرچم‌دارها اغلب آخرین پیشرفت‌های برند را به نمایش می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید