flake

[ایالات متحده]/fleɪk/
[بریتانیا]/fleɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. پوست پوست شدن به صورت ورقه ورقه; جدا شدن به صورت تکه های کوچک
vt. نازک کردن; باعث جدا شدن به صورت ورقه ورقه شدن
n. یک تکه کوچک و نازک; یک جرقه

عبارات و ترکیب‌ها

snowflake

برف‌تک

flakey texture

بافت پوسته پوسته

flake off

پوسته پوسته شدن

flake out

از هم پاشیدن

flake cereal

غلات ترد

flake pastry

خمیر ترد

flake salt

نمک ترد

flake ice

یخ‌تکه

flakey behavior

رفتار پوسته پوسته

flake graphite

گرافیت پوسته

snow flake

برف‌تک

جملات نمونه

mascaras that smudge or flake around the eyes.

ماسک‌هایی که پخش می‌شوند یا اطراف چشم‌ها پوسته پوسته می‌شوند.

huge flakes of flames

تکه‌های بزرگ شعله

The paint's beginning to flake off.

رنگ شروع به پوسته‌پوسته شدن می‌کند.

my nails have started to flake at the ends.

ناخن‌های من شروع به پوسته‌پوسته شدن در انتهای آن‌ها کرده‌اند.

a cable had to be flaked out .

یک کابل باید باز شود.

use soap flakes shaken up in the water to make bubbles.

برای درست کردن حباب‌ها از پودر صابون که در آب تکان داده شده استفاده کنید.

the ceiling is snowing green flakes of paint on to the seats.

سقف دانه‌های سبز رنگ رنگ را روی صندلی‌ها می‌ریزد.

A flake of bone had lodged itself in his knee.

یک تکه پوسته‌ی استخوان در زانوی او گیر کرده بود.

When you squeeze a handful of snow, the flakes cohere to make a snowball.

وقتی یک مشت برف را فشار می‌دهید، تکه‌های برف به هم می‌چسبند تا یک گلوله برف درست شود.

This paper has introduced the green-protection zincum-chromium coat, i n ianther word, it is "DACROMET" coat, it is one kind of liquid that confected from zincum flake alumimium flake chromate flake.

این مقاله روکش محافظت‌کننده سبز- روی-کروم را معرفی کرده است، در غیر این صورت، این "DACROMET" است، نوعی مایع است که از ورق روی، ورق آلومینیوم و ورق کرومات کرومات تهیه شده است.

نمونه‌های واقعی

Let's get you the flakes then.

پس اجازه دهید آنها را برای شما تهیه کنیم.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

Well, having a 20-pound boulder of it is better than having a flake.

خب، داشتن یک سنگ بزرگ 20 پوندی از آن بهتر از داشتن یک تکه است.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

You can add the flakes to sandwiches, soups, and salads.

می‌توانید این تکه‌ها را به ساندویچ‌ها، سوپ‌ها و سالادها اضافه کنید.

منبع: Listen to beautiful stories and remember level six vocabulary.

We found small flakes of gold in the neck wound.

ما تکه‌های کوچک طلایی را در زخم گردن پیدا کردیم.

منبع: English little tyrant

Flake after flake To lie in the dark and silent lake.

تکه به تکه در یک دریاچه تاریک و ساکت دراز کشیدن.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

You know those chili flakes? You got the ones in the packets?

شما می‌دانید آن فلفل چیلی را؟ شما آنهایی که در بسته‌ها هستند را دارید؟

منبع: Read a poem before bed.

Of easy wind and downy flake.

با نسیم ملایم و تکه‌های نرم.

منبع: Travel Across America

Get some chilli flakes in this, try, and make it taste like something.

کمی فلفل چیلی در این بریز، امتحان کن و سعی کن طعم‌دارش کنی.

منبع: Gourmet Base

And some white pepper, as we don't want any brown flakes in it.

و کمی فلفل سفید، چون نمی‌خواهیم تکه‌های قهوه‌ای در آن باشد.

منبع: Victoria Kitchen

Now they have the Frosted Flakes with the marshmallows in it. It's crazy.

حالا آنها پفک‌های یخ‌زده با ژله در آن دارند. خیلی عجیب است.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید