flamboyants

[ایالات متحده]/flæmˈbɔɪənts/
[بریتانیا]/flæmˈbɔɪənts/

ترجمه

adj. پر زرق و برق; به طور مفرط تزیین شده; شبیه به شعله; چشمگیر
n. گل به رنگ شعله

عبارات و ترکیب‌ها

flamboyants colors

رنگ‌های پر زرق و برق

flamboyants designs

طرح‌های پر زرق و برق

flamboyants outfits

لباس‌های پر زرق و برق

flamboyants personalities

شخصیت‌های پر زرق و برق

flamboyants styles

سبک‌های پر زرق و برق

flamboyants performances

اجراهای پر زرق و برق

flamboyants flowers

گل‌های پر زرق و برق

flamboyants gestures

حرکات پر زرق و برق

flamboyants events

رویدادهای پر زرق و برق

flamboyants displays

نمایش‌های پر زرق و برق

جملات نمونه

the flamboyants in the garden are in full bloom.

زاموفیلای باغ در شکوفایی کامل هستند.

she wore a flamboyant dress to the party.

او یک لباس پر زرق و برق به مهمانی پوشید.

the artist's flamboyant style is easily recognizable.

سبک پر زرق و برق هنرمند به راحتی قابل تشخیص است.

flamboyants can be found in tropical regions.

زاموفیلا را می توان در مناطق گرمسیری یافت.

his flamboyant personality makes him the center of attention.

شخصیت پر زرق و برق او باعث می شود که او مرکز توجه باشد.

the flamboyant colors of the sunset were breathtaking.

رنگ های پر زرق و برق غروب خورشید نفس گیر بود.

flamboyants are often used in landscaping for their beauty.

زاموفیلا اغلب به دلیل زیبایی خود در طراحی منظر استفاده می شود.

her flamboyant hairstyle turned many heads at the event.

مدل موی پر زرق و برق او توجه بسیاری را در این رویداد جلب کرد.

flamboyants are known for their striking appearance.

زاموفیلا به دلیل ظاهر خیره کننده خود شناخته می شوند.

the flamboyant display of fireworks lit up the night sky.

نمایش آتش بازی پر زرق و برق آسمان شب را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید