flashbulb

[ایالات متحده]/'flæʃbʌlb/
[بریتانیا]/ˈflæʃˌbʌlb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فلاش‌بلب
Word Forms

جملات نمونه

Objectives: Over the past decade numerous studies have provided evidence that memory for highly stressful events is not "flashbulb" in nature, but mutable.

اهداف: در طول ده سال گذشته، مطالعات متعددی شواهد ارائه داده اند که نشان می دهد خاطره رویدادهای بسیار استرس زا به طور "لحظه ای" نیست، بلکه قابل تغییر است.

The photographer's flashbulb went off repeatedly during the event.

فلش دوربین عکاس در طول رویداد بارها روشن شد.

The flashbulb illuminated the dark room for a split second.

فلش دوربین برای یک لحظه کوتاه اتاق تاریک را روشن کرد.

She blinked in surprise at the sudden flashbulb.

او با تعجب به فلش دوربین پلک زد.

The old camera still uses a traditional flashbulb for lighting.

دوربین قدیمی هنوز از یک لامپ فلاش سنتی برای روشنایی استفاده می کند.

The paparazzi's flashbulbs blinded the celebrity as she exited the building.

فلش دوربین های پاپیاراتی باعث کور شدن چهره مشهور هنگام خروج از ساختمان شد.

The flashbulb captured a perfect moment of joy at the party.

فلش دوربین یک لحظه کامل شادی را در مهمانی ثبت کرد.

The flashbulb reflected off the mirror, creating a dazzling effect.

نور فلش دوربین از آینه بازتاب شد و جلوه ای خیره کننده ایجاد کرد.

The photographer adjusted the flashbulb settings for better lighting.

عکاس تنظیمات فلش دوربین را برای روشنایی بهتر تنظیم کرد.

The flashbulb popped with a loud noise, startling everyone in the room.

فلش دوربین با صدای بلند منفجر شد و باعث ترس همه در اتاق شد.

The flashbulb malfunctioned, causing the entire photo shoot to be ruined.

فلش دوربین خراب شد و باعث خراب شدن کل جلسه عکاسی شد.

نمونه‌های واقعی

There is something that is called a 'flashbulb memory'.

یک پدیده وجود دارد که به آن 'حافظه فوتبالدی' گفته می‌شود.

منبع: Reel Knowledge Scroll

A flashbulb went off and I saw that photographers were moving among us.

یک فوتبالدی روشن شد و دیدم که عکاسان در میان ما در حال حرکت هستند.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

It was a socially relevant event, but here's the problem with these flashbulb memories.

این یک رویداد مرتبط با مسائل اجتماعی بود، اما مشکل این نوع حافظه‌های فوتبالدی در چیست؟

منبع: Yale University Open Course: Introduction to Psychology

" Maybe you have a daughter and you wouldn't like newscameramen jumping out of bushes and popping flashbulbs in her face" .

شاید شما دختری داشته باشید و دوست نداشته باشید که تکنسین‌های خبری از بوته‌ها بیرون بپرند و فلاش دوربین را در مقابل صورت او روشن کنند.

منبع: Goodbye, My Love (Part 1)

Flashbulb memories are the idea that these memories being so vivid, and they are vivid for many of us--exactly where we stood, what happened; well, they can't really be trusted.

حافظه فلاش‌بک این ایده است که این خاطرات بسیار واضح هستند و برای بسیاری از ما بسیار واضح هستند - دقیقاً کجا ایستاده بودیم، چه اتفاقی افتاد؛ خوب، واقعاً نمی‌توان به آنها اعتماد کرد.

منبع: Yale University Open Course: Introduction to Psychology

Dr Povey believes that adapting existing LEDs to work with the sensors and light sources-cameras, ambient-light detectors, screens, flashbulbs, torches and so on-already found in smartphones and similar devices will be the fastest way to bring Li-Fi to market.

دکتر پووی معتقد است که تطبیق دیودهای ساطع‌کننده نور (LED) موجود برای کار با سنسورها و منابع نور - دوربین‌ها، حسگرهای نور محیط، صفحه‌نمایش‌ها، فلاش‌بک‌ها، مشعل‌ها و غیره - که در حال حاضر در تلفن‌های هوشمند و دستگاه‌های مشابه یافت می‌شوند، سریع‌ترین راه برای ورود Li-Fi به بازار خواهد بود.

منبع: The Economist - Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید