flashover

[ایالات متحده]/ˈflæʃˌoʊvər/
[بریتانیا]/ˈflæʃˌoʊvɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گسترش ناگهانی و سریع آتش در یک اتاق یا فضا؛ پدیده‌ای که در آن عایق الکتریکی شکست می‌خورد و باعث ایجاد یک اتصال کوتاه می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

flashover risk

خطر برق‌گرفتگی

flashover prevention

جلوگیری از برق‌گرفتگی

flashover test

آزمایش برق‌گرفتگی

flashover voltage

ولتاژ برق‌گرفتگی

flashover phenomenon

پدیده برق‌گرفتگی

flashover current

جریان برق‌گرفتگی

flashover safety

ایمنی در برابر برق‌گرفتگی

flashover analysis

تجزیه و تحلیل برق‌گرفتگی

flashover conditions

شرایط برق‌گرفتگی

flashover limits

محدودیت‌های برق‌گرفتگی

جملات نمونه

flashover can occur in a matter of seconds.

در عرض چند ثانیه ممکن است رخ دهد.

the fire department trained to recognize flashover conditions.

اداره آتش نشانی آموزش دیده است تا شرایط فوران ناگهانی را تشخیص دهد.

understanding flashover is crucial for fire safety.

درک فوران ناگهانی برای ایمنی آتش ضروری است.

flashover can lead to rapid fire spread.

فوران ناگهانی می تواند منجر به گسترش سریع آتش شود.

firefighters must be aware of flashover risks.

آتش نشانان باید از خطرات فوران ناگهانی آگاه باشند.

preventing flashover is a key goal in fire prevention.

جلوگیری از فوران ناگهانی یک هدف اصلی در پیشگیری از آتش است.

flashover can change the dynamics of a fire situation.

فوران ناگهانی می تواند پویایی یک وضعیت آتش را تغییر دهد.

recognizing signs of flashover is essential for survival.

تشخیص علائم فوران ناگهانی برای بقا ضروری است.

flashover can occur in confined spaces.

فوران ناگهانی می تواند در فضاهای محدود رخ دهد.

the temperature rise during flashover is extreme.

افزایش دما در طول فوران ناگهانی شدید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید