flat-nosed dog
سگ چهارچشمه
a flat-nosed face
چهرهای چهارچشمه
flat-nosed breed
نژاد چهارچشمه
becoming flat-nosed
در حال شدن چهارچشمه
flat-nosed character
شخصیت چهارچشمه
flat-nosed appearance
نمونهای چهارچشمه
remarkably flat-nosed
بهطور محسوسی چهارچشمه
flat-nosed profile
پروفایل چهارچشمه
inherently flat-nosed
بهطور ذاتی چهارچشمه
quite flat-nosed
بسیار چهارچشمه
the flat-nosed dog breed is known for its unique appearance.
نژاد سگهای باریکبین به دلیل ظاهر منحصر به فرد خود معروف است.
he had a flat-nosed face and kind eyes.
او یک صورت باریکبین و چشمان مهربان داشت.
the sculptor admired the model's flat-nosed profile.
مصنوعساز از پروفایل باریکبین مدل لذت میبرد.
many people find flat-nosed breeds endearing.
بسیاری از افراد نژادهای باریکبین را محبوب مییابند.
the flat-nosed monkey swung through the trees.
میمون باریکبین از درختان میگذشت.
she described the character as having a flat-nosed, grumpy expression.
او شخصیت را با یک عبارت باریکبین و خشن توصیف کرد.
the artist focused on the flat-nosed features of the subject.
هنرمند روی ویژگیهای باریکبین موضوع تمرکز کرد.
the child pointed to the flat-nosed reindeer in the drawing.
کودک به سوی گوزن باریکبین در نقاشی اشاره کرد.
the flat-nosed bear sniffed the ground for food.
بears باریکبین برای یافتن غذا روی زمین بو کرد.
he inherited his flat-nosed appearance from his grandfather.
او ظاهر باریکبین خود را از پدربزرگ خود به ارث برده بود.
the flat-nosed pug is a popular companion animal.
پگ باریکبین یک حیوان خانوادگی محبوب است.
flat-nosed dog
سگ چهارچشمه
a flat-nosed face
چهرهای چهارچشمه
flat-nosed breed
نژاد چهارچشمه
becoming flat-nosed
در حال شدن چهارچشمه
flat-nosed character
شخصیت چهارچشمه
flat-nosed appearance
نمونهای چهارچشمه
remarkably flat-nosed
بهطور محسوسی چهارچشمه
flat-nosed profile
پروفایل چهارچشمه
inherently flat-nosed
بهطور ذاتی چهارچشمه
quite flat-nosed
بسیار چهارچشمه
the flat-nosed dog breed is known for its unique appearance.
نژاد سگهای باریکبین به دلیل ظاهر منحصر به فرد خود معروف است.
he had a flat-nosed face and kind eyes.
او یک صورت باریکبین و چشمان مهربان داشت.
the sculptor admired the model's flat-nosed profile.
مصنوعساز از پروفایل باریکبین مدل لذت میبرد.
many people find flat-nosed breeds endearing.
بسیاری از افراد نژادهای باریکبین را محبوب مییابند.
the flat-nosed monkey swung through the trees.
میمون باریکبین از درختان میگذشت.
she described the character as having a flat-nosed, grumpy expression.
او شخصیت را با یک عبارت باریکبین و خشن توصیف کرد.
the artist focused on the flat-nosed features of the subject.
هنرمند روی ویژگیهای باریکبین موضوع تمرکز کرد.
the child pointed to the flat-nosed reindeer in the drawing.
کودک به سوی گوزن باریکبین در نقاشی اشاره کرد.
the flat-nosed bear sniffed the ground for food.
بears باریکبین برای یافتن غذا روی زمین بو کرد.
he inherited his flat-nosed appearance from his grandfather.
او ظاهر باریکبین خود را از پدربزرگ خود به ارث برده بود.
the flat-nosed pug is a popular companion animal.
پگ باریکبین یک حیوان خانوادگی محبوب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید