flat-nosed

[ایالات متحده]/[ˈflæt ˈnəʊzd]/
[بریتانیا]/[ˈflæt ˈnoʊzd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای بینی مسطح؛ مربوط به یا ویژگی نژادهای سگ‌هایی که بینی کوتاه یا مسطح دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

flat-nosed dog

سگ چهارچشمه

a flat-nosed face

چهره‌ای چهارچشمه

flat-nosed breed

نژاد چهارچشمه

becoming flat-nosed

در حال شدن چهارچشمه

flat-nosed character

شخصیت چهارچشمه

flat-nosed appearance

نمونه‌ای چهارچشمه

remarkably flat-nosed

به‌طور محسوسی چهارچشمه

flat-nosed profile

پروفایل چهارچشمه

inherently flat-nosed

به‌طور ذاتی چهارچشمه

quite flat-nosed

بسیار چهارچشمه

جملات نمونه

the flat-nosed dog breed is known for its unique appearance.

نژاد سگ‌های باریک‌بین به دلیل ظاهر منحصر به فرد خود معروف است.

he had a flat-nosed face and kind eyes.

او یک صورت باریک‌بین و چشمان مهربان داشت.

the sculptor admired the model's flat-nosed profile.

مصنوع‌ساز از پروفایل باریک‌بین مدل لذت می‌برد.

many people find flat-nosed breeds endearing.

بسیاری از افراد نژادهای باریک‌بین را محبوب می‌یابند.

the flat-nosed monkey swung through the trees.

میمون باریک‌بین از درختان می‌گذشت.

she described the character as having a flat-nosed, grumpy expression.

او شخصیت را با یک عبارت باریک‌بین و خشن توصیف کرد.

the artist focused on the flat-nosed features of the subject.

هنرمند روی ویژگی‌های باریک‌بین موضوع تمرکز کرد.

the child pointed to the flat-nosed reindeer in the drawing.

کودک به سوی گوزن باریک‌بین در نقاشی اشاره کرد.

the flat-nosed bear sniffed the ground for food.

بears باریک‌بین برای یافتن غذا روی زمین بو کرد.

he inherited his flat-nosed appearance from his grandfather.

او ظاهر باریک‌بین خود را از پدربزرگ خود به ارث برده بود.

the flat-nosed pug is a popular companion animal.

پگ باریک‌بین یک حیوان خانوادگی محبوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید