flensed

[ایالات متحده]/flɛnzd/
[بریتانیا]/flɛnzd/

ترجمه

v. چربی یا پوست را کندن

عبارات و ترکیب‌ها

flensed whale

نهنگ پوست‌کنده

flensed meat

گوشت پوست‌کنده

flensed hide

پوست پوست‌کنده

flensed carcass

جسد پوست‌کنده

flensed fish

ماهی پوست‌کنده

flensed animal

حیوان پوست‌کنده

flensed skin

پوست پوست‌کنده

flensed creature

موجود پوست‌کنده

flensed trophy

گنجینه پوست‌کنده

flensed remains

بقایای پوست‌کنده

جملات نمونه

the whale was flensed for its blubber.

نهنگ برای چربی آن پوست‌کنی شد.

they flensed the carcass to prepare it for sale.

آنها برای آماده‌سازی آن برای فروش، جسد را پوست‌کنی کردند.

after the hunt, the team flensed the seal carefully.

پس از شکار، تیم فک را با دقت پوست‌کنی کرد.

he learned how to properly flense fish.

او یاد گرفت که چگونه ماهی‌ها را به درستی پوست‌کنی کند.

the crew flensed the shark to extract its fins.

خدمه کوسه را برای استخراج باله‌های آن پوست‌کنی کرد.

in traditional practices, they flensed the animal on-site.

در روش‌های سنتی، آنها حیوان را در محل پوست‌کنی می‌کردند.

flensed skins were hung out to dry.

پوست‌های پوست‌کنی شده برای خشک شدن آویزان شدند.

he watched as the workers flensed the large fish.

او تماشا کرد که کارگران ماهی بزرگ را پوست‌کنی می‌کنند.

they flensed the buffalo to utilize every part.

آنها گاومیش را پوست‌کنی کردند تا از هر قسمتی استفاده کنند.

the process of being flensed is crucial for preservation.

فرآیند پوست‌کنی برای حفظ ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید