flickers

[ایالات متحده]/[ˈflɪk.əz]/
[بریتانیا]/[ˈflɪk.ɚz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوختن یا درخشش با نور سوسو زننده؛ لرزیدن یا حرکت نامنظم؛ ناپایدار یا نامطمئن بودن
n. نوسان یا تغییر سریع

عبارات و ترکیب‌ها

flickers of hope

امیدهای کوچک

candle flickers

چراغ چشمک می‌زند

light flickers

نور چشمک می‌زند

flickering screen

صفحه چشمک‌زن

flickers briefly

به طور خلاصه چشمک می‌زند

fire flickers

آتش چشمک می‌زند

eyes flickered

چشم‌ها چشمک زدند

flickering image

تصویر چشمک‌زن

flickers on

روشن می‌شود

flickers out

خاموش می‌شود

جملات نمونه

the candle's flame flickers in the wind.

شعله شمع در باد سوسو می‌زند.

a distant streetlight flickers on and off.

چراغ خیابانی دوردست سوسو می‌زند و خاموش می‌شود.

her eyes flickered with a hint of sadness.

چشمانش با رگه‌ای از غم سوسو زدند.

the screen's image flickers due to a loose cable.

تصویر صفحه نمایش به دلیل سیم شل سوسو می‌زند.

hope flickers even in the darkest times.

امید حتی در تاریک‌ترین زمان‌ها سوسو می‌زند.

the firework's light flickers across the sky.

نور آتش‌بازی در سراسر آسمان سوسو می‌زند.

his attention flickered between the two speakers.

توجه او بین دو سخنران سوسو می‌زد.

the neon sign flickers, advertising the diner.

تابلوی نئون سوسو می‌زند و رستوران را تبلیغ می‌کند.

a nervous smile flickered across her face.

لبخند عصبی روی صورتش سوسو زد.

the pilot light flickers beneath the stove.

چراغ پیلوت زیر اجاق گاز سوسو می‌زند.

my resolve flickered under the pressure.

اراده‌ام تحت فشار سوسو زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید