flint and steel
سنگ آتشزن
He struck the flint to start a fire.
او برای روشن کردن آتش سنگ آتش را زد.
Flint is commonly used in making tools.
سنگ آتش معمولاً در ساخت ابزار استفاده می شود.
The archaeologist found flint tools in the ancient ruins.
باستانشناس ابزارهای سنگی را در ویرانههای باستانی پیدا کرد.
The flint sparked when it struck against the steel.
وقتی سنگ آتش به فولاد برخورد کرد، جرقه ای ایجاد کرد.
Hunters in the past used flint to create weapons.
در گذشته شکارچیان از سنگ آتش برای ساخت سلاح استفاده می کردند.
Flint and steel were used to start fires before matches were invented.
قبل از اختراع کبریت از سنگ آتش و فولاد برای روشن کردن آتش استفاده می شد.
The flintlock rifle was a popular weapon in the 17th and 18th centuries.
سلاح تفنگ آتشسنگی یک سلاح محبوب در قرن هفدهم و هجدهم بود.
Flint can be found naturally in certain types of rock formations.
سنگ آتش را می توان به طور طبیعی در برخی از انواع سازندهای صخره ای یافت.
The flint arrowheads were skillfully crafted by ancient civilizations.
سر پیکانهای سنگی با مهارت توسط تمدنهای باستانی ساخته شده بود.
She collected flint specimens to add to her mineral collection.
او نمونههای سنگی را برای افزودن به مجموعه مواد معدنی خود جمع آوری کرد.
He retreated out of arm's length, and picked up a large flint.
او از فاصله یک وجب عقبنشینی کرد و یک صخره بزرگ آتشسنگی را برداشت.
منبع: Wuthering Heights (abridged version)Finally, we strike the flint while turning up the gas of the Bunsen burner.
در نهایت، ما آتشسنگی را در حین باز کردن گاز بورنشن میزنیم.
منبع: Young Sheldon - Season 2After his friends all went back, he hit the flint twice.
بعد از اینکه همه دوستانش برگشتند، او دو بار به آتشسنگی ضربه زد.
منبع: 101 Children's English StoriesHe tried to make sparks with the flint.
او سعی کرد با آتشسنگی جرقهای ایجاد کند.
منبع: 101 Children's English StoriesIt is the flint from my grandmother, so I want to get it.
این آتشسنگی از مادربزرگم است، بنابراین میخواهم آن را به دست بیاورم.
منبع: 101 Children's English StoriesThe area was rich in flint for making weapons and in animals to hunt.
منطقه غنی از آتشسنگی برای ساختن سلاح و حیواناتی بود که میتوانستند شکار شوند.
منبع: Wild New World: Ice Age OasisThey were master of flintknappers meticulously chipping and sharpening pieces of flint to make spears and cutting tools.
آنها استاد تراشکاران آتشسنگی بودند که با دقت تکههای آتشسنگی را تراشیده و تیز میکردند تا نیزر و ابزارهای برش درست کنند.
منبع: Mammoth's Journey to the City - Wild New WorldRub a steel file with a flint in a dark room, and notice what pretty sparks you get.
یک فایل فولادی را با یک صخره آتشسنگی در یک اتاق تاریک مالش دهید و متوجه شوید چه جرقههای زیبایی به دست میآورید.
منبع: British Students' Science ReaderSuddenly, the flint came up in his mind.
ناگهان، آتشسنگی در ذهنش خطور کرد.
منبع: 101 Children's English StoriesFortunately, however, ancient men made tools of stone, especially flint, because this is easier to shape than other kinds.
خوشبختانه، مردان باستان ابزاری از سنگ، به ویژه آتشسنگی میساختند، زیرا شکل دادن به آنها آسانتر از انواع دیگر است.
منبع: New Concept English. American Version. Book Four (Translation)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید