flinty eyes
چشمهای سختجوش
flinty demeanor
رفتار سختجوش
flinty personality
شخصیت سختجوش
Fairy tales go through a way of establishing a flinty world to realize the possible dimension, the possible narration in order to decipher the adelomorphic society.
قصهها از راهی برای ایجاد یک دنیای سنگی برای تحقق بعد ممکن، روایت ممکن به منظور رمزگشایی جامعه آدلومورفیک میگذرند.
Jade: As the “bueaty stone” screened among all kinds of candidates, jade was known for its mellowy, translucent and flinty texture as well as practicality.
زمرد: به عنوان "سنگ زیبایی" که در میان انواع نامزدها انتخاب شده بود، زمرد به دلیل بافت ملایم، شفاف و سنگی و همچنین کاربردی بودن خود مشهور بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید