flippancies abound
حرفهای بیمعنا فراوان هستند
dismiss flippancies
حرفهای بیمعنا را کنار بگذارید
flippancies are common
حرفهای بیمعنا رایج هستند
avoid flippancies
از حرفهای بیمعنا اجتناج کنید
flippancies in conversation
حرفهای بیمعنا در گفتگو
flippancies and jokes
حرفهای بیمعنا و شوخیها
flippancies can mislead
حرفهای بیمعنا میتوانند فریبنده باشند
flippancies in writing
حرفهای بیمعنا در نوشتن
flippancies are unhelpful
حرفهای بیمعنا بیفایده هستند
flippancies and sarcasm
حرفهای بیمعنا و طعنه
his flippancies during the meeting annoyed the manager.
اظهارات سطحی او در طول جلسه مدیر را آزار داد.
she often uses flippancies to avoid serious topics.
او اغلب از اظهارات سطحی برای اجتناب از موضوعات جدی استفاده میکند.
her flippancies made it hard to take her seriously.
اظهارات سطحی او باعث میشد او را جدی نگرفت.
flippancies can sometimes undermine important discussions.
اظهارات سطحی گاهی اوقات میتواند بحثهای مهم را تضعیف کند.
he often resorts to flippancies when he's nervous.
او اغلب در مواقع عصبی به اظهارات سطحی متوسل میشود.
the comedian's flippancies kept the audience laughing.
اظهارات سطحی کمدین باعث خنده مخاطبان شد.
flippancies can be entertaining, but they have their limits.
اظهارات سطحی میتواند سرگرمکننده باشد، اما محدودیتهایی دارد.
he dismissed her concerns with flippancies.
او با اظهارات سطحی نگرانیهای او را پس زد.
her flippancies were a defense mechanism against criticism.
اظهارات سطحی او یک مکانیسم دفاعی در برابر انتقاد بود.
flippancies in professional settings can lead to misunderstandings.
اظهارات سطحی در محیطهای حرفهای میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
flippancies abound
حرفهای بیمعنا فراوان هستند
dismiss flippancies
حرفهای بیمعنا را کنار بگذارید
flippancies are common
حرفهای بیمعنا رایج هستند
avoid flippancies
از حرفهای بیمعنا اجتناج کنید
flippancies in conversation
حرفهای بیمعنا در گفتگو
flippancies and jokes
حرفهای بیمعنا و شوخیها
flippancies can mislead
حرفهای بیمعنا میتوانند فریبنده باشند
flippancies in writing
حرفهای بیمعنا در نوشتن
flippancies are unhelpful
حرفهای بیمعنا بیفایده هستند
flippancies and sarcasm
حرفهای بیمعنا و طعنه
his flippancies during the meeting annoyed the manager.
اظهارات سطحی او در طول جلسه مدیر را آزار داد.
she often uses flippancies to avoid serious topics.
او اغلب از اظهارات سطحی برای اجتناب از موضوعات جدی استفاده میکند.
her flippancies made it hard to take her seriously.
اظهارات سطحی او باعث میشد او را جدی نگرفت.
flippancies can sometimes undermine important discussions.
اظهارات سطحی گاهی اوقات میتواند بحثهای مهم را تضعیف کند.
he often resorts to flippancies when he's nervous.
او اغلب در مواقع عصبی به اظهارات سطحی متوسل میشود.
the comedian's flippancies kept the audience laughing.
اظهارات سطحی کمدین باعث خنده مخاطبان شد.
flippancies can be entertaining, but they have their limits.
اظهارات سطحی میتواند سرگرمکننده باشد، اما محدودیتهایی دارد.
he dismissed her concerns with flippancies.
او با اظهارات سطحی نگرانیهای او را پس زد.
her flippancies were a defense mechanism against criticism.
اظهارات سطحی او یک مکانیسم دفاعی در برابر انتقاد بود.
flippancies in professional settings can lead to misunderstandings.
اظهارات سطحی در محیطهای حرفهای میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید