flippancies

[ایالات متحده]/ˈflɪpənsiːz/
[بریتانیا]/ˈflɪpənsiːz/

ترجمه

n. کمبود جدیت؛ بی‌محتوایی

عبارات و ترکیب‌ها

flippancies abound

حرف‌های بی‌معنا فراوان هستند

dismiss flippancies

حرف‌های بی‌معنا را کنار بگذارید

flippancies are common

حرف‌های بی‌معنا رایج هستند

avoid flippancies

از حرف‌های بی‌معنا اجتناج کنید

flippancies in conversation

حرف‌های بی‌معنا در گفتگو

flippancies and jokes

حرف‌های بی‌معنا و شوخی‌ها

flippancies can mislead

حرف‌های بی‌معنا می‌توانند فریبنده باشند

flippancies in writing

حرف‌های بی‌معنا در نوشتن

flippancies are unhelpful

حرف‌های بی‌معنا بی‌فایده هستند

flippancies and sarcasm

حرف‌های بی‌معنا و طعنه

جملات نمونه

his flippancies during the meeting annoyed the manager.

اظهارات سطحی او در طول جلسه مدیر را آزار داد.

she often uses flippancies to avoid serious topics.

او اغلب از اظهارات سطحی برای اجتناب از موضوعات جدی استفاده می‌کند.

her flippancies made it hard to take her seriously.

اظهارات سطحی او باعث می‌شد او را جدی نگرفت.

flippancies can sometimes undermine important discussions.

اظهارات سطحی گاهی اوقات می‌تواند بحث‌های مهم را تضعیف کند.

he often resorts to flippancies when he's nervous.

او اغلب در مواقع عصبی به اظهارات سطحی متوسل می‌شود.

the comedian's flippancies kept the audience laughing.

اظهارات سطحی کمدین باعث خنده مخاطبان شد.

flippancies can be entertaining, but they have their limits.

اظهارات سطحی می‌تواند سرگرم‌کننده باشد، اما محدودیت‌هایی دارد.

he dismissed her concerns with flippancies.

او با اظهارات سطحی نگرانی‌های او را پس زد.

her flippancies were a defense mechanism against criticism.

اظهارات سطحی او یک مکانیسم دفاعی در برابر انتقاد بود.

flippancies in professional settings can lead to misunderstandings.

اظهارات سطحی در محیط‌های حرفه‌ای می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید