flirted with
با کسی لاس زد
flirted back
جواب لاس داد
flirted a little
کمی لاس زد
flirted openly
به طور آشکار لاس زد
flirted playfully
به صورت بازیگوشانه لاس زد
flirted shamelessly
بی شرمتی لاس زد
flirted subtly
به طور ظریف لاس زد
flirted briefly
به طور خلاصه لاس زد
flirted casually
به طور اتفاقی لاس زد
flirted a lot
خیلی زیاد لاس زد
she flirted with him at the party.
او با او در مهمانی شوخی کرد.
he flirted shamelessly with everyone.
او به طور بیشرمانه با همه شوخی کرد.
they flirted over drinks at the bar.
آنها در حالی که نوشیدنی میخوردند در بار شوخی کردند.
she flirted with the idea of moving to another city.
او با این ایده که به شهر دیگری نقل مکان کند شوخی کرد.
he flirted with danger by driving so fast.
او با رانندگی با سرعت زیاد با خطر شوخی کرد.
they flirted through text messages all week.
آنها در تمام هفته از طریق پیامک با هم شوخی کردند.
she flirted with him, hoping to get a free meal.
او با او شوخی کرد، امیدوار بود که یک وعده غذایی رایگان بگیرد.
he flirted with the idea of quitting his job.
او با این ایده که شغلش را ترک کند شوخی کرد.
they flirted in a playful manner.
آنها به روشی بازیگوشانه شوخی کردند.
she flirted with the notion of starting her own business.
او با این ایده که کسب و کار خود را راه اندازی کند شوخی کرد.
flirted with
با کسی لاس زد
flirted back
جواب لاس داد
flirted a little
کمی لاس زد
flirted openly
به طور آشکار لاس زد
flirted playfully
به صورت بازیگوشانه لاس زد
flirted shamelessly
بی شرمتی لاس زد
flirted subtly
به طور ظریف لاس زد
flirted briefly
به طور خلاصه لاس زد
flirted casually
به طور اتفاقی لاس زد
flirted a lot
خیلی زیاد لاس زد
she flirted with him at the party.
او با او در مهمانی شوخی کرد.
he flirted shamelessly with everyone.
او به طور بیشرمانه با همه شوخی کرد.
they flirted over drinks at the bar.
آنها در حالی که نوشیدنی میخوردند در بار شوخی کردند.
she flirted with the idea of moving to another city.
او با این ایده که به شهر دیگری نقل مکان کند شوخی کرد.
he flirted with danger by driving so fast.
او با رانندگی با سرعت زیاد با خطر شوخی کرد.
they flirted through text messages all week.
آنها در تمام هفته از طریق پیامک با هم شوخی کردند.
she flirted with him, hoping to get a free meal.
او با او شوخی کرد، امیدوار بود که یک وعده غذایی رایگان بگیرد.
he flirted with the idea of quitting his job.
او با این ایده که شغلش را ترک کند شوخی کرد.
they flirted in a playful manner.
آنها به روشی بازیگوشانه شوخی کردند.
she flirted with the notion of starting her own business.
او با این ایده که کسب و کار خود را راه اندازی کند شوخی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید