flirted

[ایالات متحده]/flɜːtɪd/
[بریتانیا]/flɜrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور بازیگوشانه یا تمسخرآمیز با کسی رفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flirted with

با کسی لاس زد

flirted back

جواب لاس داد

flirted a little

کمی لاس زد

flirted openly

به طور آشکار لاس زد

flirted playfully

به صورت بازیگوشانه لاس زد

flirted shamelessly

بی شرمتی لاس زد

flirted subtly

به طور ظریف لاس زد

flirted briefly

به طور خلاصه لاس زد

flirted casually

به طور اتفاقی لاس زد

flirted a lot

خیلی زیاد لاس زد

جملات نمونه

she flirted with him at the party.

او با او در مهمانی شوخی کرد.

he flirted shamelessly with everyone.

او به طور بی‌شرمانه با همه شوخی کرد.

they flirted over drinks at the bar.

آنها در حالی که نوشیدنی می‌خوردند در بار شوخی کردند.

she flirted with the idea of moving to another city.

او با این ایده که به شهر دیگری نقل مکان کند شوخی کرد.

he flirted with danger by driving so fast.

او با رانندگی با سرعت زیاد با خطر شوخی کرد.

they flirted through text messages all week.

آنها در تمام هفته از طریق پیامک با هم شوخی کردند.

she flirted with him, hoping to get a free meal.

او با او شوخی کرد، امیدوار بود که یک وعده غذایی رایگان بگیرد.

he flirted with the idea of quitting his job.

او با این ایده که شغلش را ترک کند شوخی کرد.

they flirted in a playful manner.

آنها به روشی بازیگوشانه شوخی کردند.

she flirted with the notion of starting her own business.

او با این ایده که کسب و کار خود را راه اندازی کند شوخی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید