flittering

[ایالات متحده]/ˈflɪtərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈflɪtərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری flitter

عبارات و ترکیب‌ها

flittering leaves

برگ‌های رقصان

flittering butterflies

پروانه‌های رقصان

flittering birds

پرندگان رقصان

flittering lights

چراغ‌های رقصان

flittering shadows

سایه‌های رقصان

flittering dreams

رویاهای رقصان

flittering thoughts

افکار رقصان

flittering moments

لحظات رقصان

flittering sparks

جرقه‌های رقصان

flittering whispers

نجواهای رقصان

جملات نمونه

the butterflies were flittering around the garden.

پروانه‌ها در حال پرواز در اطراف باغ بودند.

she watched the leaves flittering in the wind.

او برگ‌هایی را که در باد به پرواز در می‌آمدند تماشا کرد.

the sunlight was flittering through the trees.

نور خورشید از میان درختان به پرواز در می‌آمد.

children were flittering about the playground.

کودکان در حال بازی و پرسه زدن در زمین بازی بودند.

birds were flittering from branch to branch.

پرندگان از شاخه به شاخه به پرواز در می‌آمدند.

her thoughts were flittering from one idea to another.

افکار او از یک ایده به ایده دیگر به پرواز در می‌آمدند.

the fireflies were flittering in the night sky.

ژمفشه‌ها در آسمان شب به پرواز در می‌آمدند.

he noticed the flittering shadows on the wall.

او سایه‌هایی که روی دیوار به پرواز در می‌آمدند متوجه شد.

the dancer's movements were flittering and graceful.

حرکات رقصنده به پرواز در می‌آمدند و زیبا بودند.

flittering thoughts made it hard to concentrate.

افکار به پرواز در می‌آمدند و باعث می‌شدند تمرکز کردن دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید