hovering over
پرواز در ارتفاع
bird hovering
پرنده در حال معلق ماندن
helicopter hovering
بالگرد در حال معلق ماندن
hovering around
معلق شدن در اطراف
admirers hovering around a celebrity.
طرفداران در حال نزدیک شدن به یک چهره مشهور
He is hovering between life and death.
او بین زندگی و مرگ معلق است.
The bird is hovering over a mouse.
پرنده بالای موش معلق است.
gulls hovering over the waves.
چلغونها در حال معلق ماندن بالای امواج هستند.
she felt twitchy about the man hovering in the background.
او در مورد مردی که در پس زمینه معلق بود، مضطرب احساس کرد.
A four-oared galley is hovering about.
یک گالی چهار نفره در حال نزدیک شدن است.
I'm hovering between the concert and the play tonight.
من بین کنسرت و تئاتر امشب مردد هستم.
His imagination paints himself hovering in the sky.
خلاقیت او او را در حال معلق شدن در آسمان تصور میکند.
The helicopter was hovering about 100 metres above the pad.
هلیکوپتر تقریباً 100 متر بالاتر از زمین معلق بود.
hovering around the speaker's podium.See Synonyms at flutter
در حال معلق شدن در اطراف جایگاه سخنران. برای مترادفها به flutter مراجعه کنید
What the team discovered is that the key to the hoverfly’s successful hovering is the flexibility of its wings.
آنچه تیم کشف کرد این بود که کلید شناور ماندن موفقیت آمیزhoverfly انعطاف پذیری بال های آن است.
she always had men hovering round her like bees round a honeypot .
او همیشه مردانی را که مانند زنبورها دور یک گلدانه عسل معلق بودند، دور خود داشت.
Over 40 Earths could line up along the vast length of the fireless flame of hovering hot gas.
بیش از 40 سیاره میتوانستند در طول طولانی شعله داغ معلق بدون آتش چیده شوند.
At either end of the slave coffle, like living bookends, were the Haydonites, Veidt and Sarna, hovering some few inches off the deck-plates.
در هر دو انتهای زنجیر بردگان، مانند کتابهای زنده، هایدونیتها، ویت و سرنا بودند که چند اینچ از صفحات عرشه معلق بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید