floatable

[ایالات متحده]/ˈfləʊtəbl/
[بریتانیا]/ˈfloʊtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به شناور شدن; قابل ناوبری; قادر به بالا آمدن به سطح مایع

عبارات و ترکیب‌ها

floatable device

دستگاه شناور

floatable object

شی شناور

floatable material

مواد شناور

floatable toy

اسباب بازی شناور

floatable raft

کشتی بادی

floatable pool

استخر شناور

floatable structure

ساختار شناور

floatable platform

پلتفرم شناور

floatable furniture

وسایل شناور

floatable equipment

تجهیزات شناور

جملات نمونه

the new design includes a floatable feature for added safety.

طراحی جدید شامل قابلیتی شناور برای ایمنی بیشتر است.

the floatable toys are perfect for our beach party.

اسباب‌بازی‌های شناور برای مهمانی ساحلی ما عالی هستند.

we need to ensure that the life jackets are floatable.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که جلیقه‌های نجات شناور هستند.

floatable devices can help in rescue operations.

دستگاه‌های شناور می‌توانند در عملیات نجات کمک کنند.

the floatable platform allows for easy access to the water.

پلتفرم شناور دسترسی آسان به آب را فراهم می‌کند.

children love playing with floatable animals in the pool.

بچه‌ها عاشق بازی با حیوانات شناور در استخر هستند.

floatable furniture is a great addition to outdoor events.

وسایل شناور یک افزودنی عالی برای رویدادهای فضای باز هستند.

we tested the floatable raft in the lake.

ما قایق بادی را در دریاچه آزمایش کردیم.

floatable markers are useful for mapping out the swimming area.

علامت‌گذارهای شناور برای ترسیم محدوده شنا مفید هستند.

they developed a floatable phone case for water sports enthusiasts.

آنها یک قاب گوشی شناور برای علاقه‌مندان به ورزش‌های آبی طراحی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید