floatation

[ایالات متحده]/fləʊˈteɪʃən/
[بریتانیا]/floʊˈteɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شناور شدن یا شناور بودن؛ فرآیند جداسازی مواد با چگالی‌های مختلف (همانند در معدن‌کاری)؛ جمع‌آوری وجوه برای یک کسب‌وکار یا پروژه؛ راه‌اندازی یک کشتی

عبارات و ترکیب‌ها

floatation device

وسیله شناور

floatation tank

گودال شناور

floatation therapy

درمان شناور

floatation system

سیستم شناور

floatation foam

فوم شناور

floatation collar

گردنبند شناور

floatation aid

کمک شناور

floatation ring

حلقه شناور

floatation support

حمایت شناور

جملات نمونه

the floatation device saved the swimmer's life.

دستگاه شناور جان شناگر را نجات داد.

floatation therapy can help relieve stress.

درمان شناوری می تواند به کاهش استرس کمک کند.

he learned about the principles of floatation in physics class.

او در کلاس فیزیک در مورد اصول شناوری یاد گرفت.

they tested the floatation of different materials.

آنها شناوری مواد مختلف را آزمایش کردند.

the floatation process is crucial for the mining industry.

فرآیند شناوری برای صنعت معدن بسیار مهم است.

floatation aids are essential for children's safety in water.

وسایل کمک شناور برای ایمنی کودکان در آب ضروری هستند.

she enjoyed the sensation of floatation in the saltwater pool.

او از حس شناوری در استخر آب نمک لذت برد.

the floatation of the boat was affected by the weight distribution.

شناوری قایق تحت تأثیر توزیع وزن قرار گرفت.

floatation devices come in various shapes and sizes.

دستگاه های شناور در اشکال و اندازه های مختلف عرضه می شوند.

understanding floatation is important for engineers.

درک شناوری برای مهندسان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید