floccose

[ایالات متحده]/ˈflɒkəʊs/
[بریتانیا]/ˈflɑːkoʊs/

ترجمه

adj. پشمالو یا توده‌ای در ظاهر؛ دارای موهای نرم و کرکی؛ از نظر گیاه‌شناسی، دارای توده‌های مو

عبارات و ترکیب‌ها

floccose fibers

الیاف پودری

floccose growth

رشد پودری

floccose texture

بافت پودری

floccose plants

گیاهان پودری

floccose surface

سطح پودری

floccose appearance

ظاهر پودری

floccose species

گونه های پودری

floccose structure

ساختار پودری

floccose material

مواد پودری

floccose coating

پوشش پودری

جملات نمونه

the floccose fibers of the plant provide excellent insulation.

الیاف پشمی گیاه عایق بندی بسیار خوبی را فراهم می کند.

floccose fungi can often be found in damp environments.

قارچ‌های پشمی اغلب می‌توانند در محیط‌های مرطوب یافت شوند.

the floccose texture of the fabric makes it very soft.

بافت پشمی پارچه آن را بسیار نرم می کند.

she admired the floccose blooms in the garden.

او شکوفه‌های پشمی را در باغ تحسین کرد.

floccose leaves are common in certain species of shrubs.

برگ‌های پشمی در برخی از گونه‌های بوته‌ها رایج هستند.

the scientist studied the floccose characteristics of the algae.

دانشمند ویژگی‌های پشمی جلبک را مطالعه کرد.

in spring, the floccose seeds disperse easily in the wind.

در بهار، دانه‌های پشمی به راحتی در باد پراکنده می‌شوند.

floccose growths can indicate a healthy ecosystem.

رشد پشمی می‌تواند نشان‌دهنده یک اکوسیستم سالم باشد.

he collected floccose samples for his research.

او نمونه‌های پشمی را برای تحقیقات خود جمع‌آوری کرد.

the artist used floccose materials to create texture in her work.

هنرمند از مواد پشمی برای ایجاد بافت در اثر خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید