flocked

[ایالات متحده]/flɒkt/
[بریتانیا]/flɑːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جمع کردن یا در یک گروه حرکت کردن؛ گرد هم آمدن یا تجمع کردن
n. ماده‌ای که برای پوشش‌دهی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

flocked together

گرد هم جمع شدند

flocked around

اطراف را فرا گرفتند

flocked in

وارد شدند

flocked out

بیرون رفتند

flocked back

بازگشتند

flocked away

دور شدند

flocked to

به سمت رفتند

flocked up

به بالا رفتند

flocked down

به پایین رفتند

flocked across

از آن طرف به آن طرف رفتند

جملات نمونه

birds flocked to the feeder in the backyard.

پرندگان به سمت طاقچه غذا در حیاط پشتی ازدحام کردند.

fans flocked to the concert to see their favorite band.

هواداران برای دیدن گروه مورد علاقه خود به کنسرت ازدحام کردند.

tourists flocked to the city for the annual festival.

گردشگران برای جشنواره سالانه به شهر ازدحام کردند.

students flocked to the library during exam week.

دانشجویان در طول هفته امتحانات به کتابخانه ازدحام کردند.

people flocked to the beach on the hot summer day.

افراد در روز داغ تابستان به سمت ساحل ازدحام کردند.

shoppers flocked to the mall for the holiday sales.

خریداران برای حراج تعطیلات به مرکز خرید ازدحام کردند.

wildlife photographers flocked to the national park.

عکاسان حیات وحش به پارک ملی ازدحام کردند.

locals flocked to the new restaurant after its opening.

ساکنان پس از افتتاح به رستوران جدید ازدحام کردند.

children flocked to the playground after school.

کودکان پس از مدرسه به زمین بازی ازدحام کردند.

artists flocked to the city for the art exhibition.

هنرمندان برای نمایشگاه هنری به شهر ازدحام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید