floe

[ایالات متحده]/fləʊ/
[بریتانیا]/flo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده بزرگ شناور یخ; یخ شناور; تکه بزرگ یخ شناور

عبارات و ترکیب‌ها

ice floe

تکه‌های یخ شناور

جملات نمونه

the ice breaks into small floes that rub against each other.

یخ‌ها به توده‌های کوچکی تقسیم می‌شوند که در برابر یکدیگر ساییده می‌شوند.

The polar bear was spotted on an ice floe.

خرس قطبی بر روی یک توده یخ دیده شد.

The ship had to navigate through the floes to reach the research station.

کشتی مجبور شد از میان توده‌ها عبور کند تا به ایستگاه تحقیقاتی برسد.

Large floes of ice were breaking off from the glacier.

توده‌های بزرگ یخ از یخچال جدا می‌شدند.

The expedition team camped on a stable floe for the night.

گروه اعزامی شب را در یک توده یخ پایدار کمپ کردند.

The Inuit hunters followed the seal tracks to the floe where it rested.

شکارچیان اینوکو مسیر ردپای فک‌ها را تا توده‌ای که در آن استراحت می‌کرد، دنبال کردند.

The helicopter landed on a flat floe to pick up the researchers.

هلیکوپتر برای جمع کردن محققان بر روی یک توده یخ صاف فرود آمد.

The melting floes are a sign of climate change in the Arctic.

ذوب شدن توده‌ها نشانه‌ای از تغییرات آب و هوایی در قطب شمال است.

The expedition team used ice picks to secure their tents on the floe.

گروه اعزامی از کلنگ‌های یخی برای محکم کردن چادرهای خود بر روی توده یخ استفاده کردند.

The floe drifted slowly towards the open sea.

توده یخ به آرامی به سمت دریا آزاد شناور شد.

The researchers collected samples of algae growing on the underside of the floe.

محققان نمونه‌هایی از جلبک‌های در حال رشد در زیر قسمت توده یخ جمع‌آوری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید