thawed meat
گوشت یخزدایی شده
thawed vegetables
سبزیجات یخزدایی شده
thawed fish
ماهی یخزدایی شده
thawed fruit
میوه یخزدایی شده
thawed dough
خمیر یخزدایی شده
thawed ice
یخ یخزدایی شده
thawed product
محصول یخزدایی شده
thawed chicken
مرغ یخزدایی شده
thawed shrimp
میگو یخزدایی شده
thawed sauce
سس یخزدایی شده
the frozen chicken has finally thawed.
مرغ یخزده بالاخره آب شده است.
after hours, the ice on the lake has thawed.
بعد از چند ساعت، یخهای دریاچه آب شدهاند.
make sure the meat is completely thawed before cooking.
مطمئن شوید که گوشت قبل از پختن کاملاً آب شده باشد.
the snow has thawed, revealing the grass underneath.
برف آب شده است و چمن زیر آن نمایان شده است.
she thawed the vegetables in the microwave.
او سبزیجات را در مایکروویو آب کرد.
the ice cream has thawed and is now too soft to scoop.
آبنبات یخ آب شده است و اکنون خیلی نرم است که نتوان آن را با قاشق برداشت.
he left the fish to thaw in the sink overnight.
او ماهی را برای آب شدن در طول شب در سینک رها کرد.
it’s best to thaw the dough in the refrigerator.
بهتر است خمیر را در یخچال آب کنید.
the cold weather is finally gone, and spring has thawed the landscape.
هوا سرد بالاخره از بین رفته است و بهار مناظر را آب کرده است.
once thawed, the leftovers can be reheated.
پس از آب شدن، می توان غذای باقی مانده را دوباره گرم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید