floored

[ایالات متحده]/flʊəd/
[بریتانیا]/flɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای نوع خاصی از پوشش کف

عبارات و ترکیب‌ها

floored me

کاملا شگفت زده شدم

totally floored

کاملا شگفت زده

floored by

با شگفتی

floored out

کاملا خسته

floored again

باز هم شگفت زده

absolutely floored

کاملا شگفت زده

floored us

ما را شگفت زده کرد

really floored

واقعا شگفت زده کننده

floored him

او را شگفت زده کرد

جملات نمونه

she was floored by the unexpected news.

او از شنیدن این خبر غیرمنتظره شوکه شد.

the magician's tricks floored the entire audience.

حرکات شعبده باز کل تماشاچیان را متحیر کرد.

he was floored when he saw the final score.

وقتی نتیجه نهایی را دید، او شوکه شد.

they floored their competitors with a new product.

آنها با یک محصول جدید، رقبای خود را متحیر کردند.

her performance floored the judges at the competition.

اجرای او داوران را در مسابقه متحیر کرد.

i was floored by the generosity of the donation.

من از سخاوت کمک های مالی شوکه شدم.

the news floored him, and he didn't know how to react.

این خبر او را شوکه کرد و نمی دانست چگونه واکنش نشان دهد.

her honesty floored everyone in the meeting.

صداقت او همه را در جلسه متحیر کرد.

the surprise party floored him completely.

جشن تولد غافلگیری او را کاملاً متحیر کرد.

seeing his old friend after years floored him.

دیدن دوست قدیمی‌اش پس از سال‌ها او را شوکه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید