flossed my teeth
دندانهایم را نخ دندان کشیدم
flossed every day
هر روز نخ دندان کشیدم
flossed before bed
قبل از خواب نخ دندان کشیدم
flossed well
خوب نخ دندان کشیدم
flossed thoroughly
به طور کامل نخ دندان کشیدم
flossed regularly
به طور منظم نخ دندان کشیدم
flossed after meals
بعد از غذا نخ دندان کشیدم
flossed twice daily
دو بار در روز نخ دندان کشیدم
flossed with ease
با راحتی نخ دندان کشیدم
flossed correctly
به درستی نخ دندان کشیدم
i flossed my teeth after dinner.
من بعد از شام نخ دندان کشیدم.
she flossed every day to maintain her dental health.
او هر روز برای حفظ سلامت دندان هایش نخ دندان می کشید.
he forgot to floss before his dentist appointment.
او قبل از قرار ملاقات با دندانپزشک فراموش کرد نخ دندان بکشد.
flossed regularly, her gums became healthier.
با نخ دندان کشیدن منظم، لثههای او سالمتر شدند.
they recommended i floss twice a day.
آنها توصیه کردند که روزی دو بار نخ دندان بکشم.
after flossing, i felt a significant difference.
بعد از نخ دندان کشیدن، یک تفاوت قابل توجه احساس کردم.
he always flossed before brushing his teeth.
او همیشه قبل از مسواک زدن نخ دندان می کشید.
flossed meticulously, she avoided cavities.
با نخ دندان کشیدن با دقت، از پوسیدگی دندان جلوگیری کرد.
she flossed while watching her favorite tv show.
او در حالی که برنامه تلویزیون مورد علاقه خود را تماشا می کرد، نخ دندان کشید.
flossed correctly, it can prevent gum disease.
با نخ دندان کشیدن صحیح، می تواند از بیماری لثه جلوگیری کند.
flossed my teeth
دندانهایم را نخ دندان کشیدم
flossed every day
هر روز نخ دندان کشیدم
flossed before bed
قبل از خواب نخ دندان کشیدم
flossed well
خوب نخ دندان کشیدم
flossed thoroughly
به طور کامل نخ دندان کشیدم
flossed regularly
به طور منظم نخ دندان کشیدم
flossed after meals
بعد از غذا نخ دندان کشیدم
flossed twice daily
دو بار در روز نخ دندان کشیدم
flossed with ease
با راحتی نخ دندان کشیدم
flossed correctly
به درستی نخ دندان کشیدم
i flossed my teeth after dinner.
من بعد از شام نخ دندان کشیدم.
she flossed every day to maintain her dental health.
او هر روز برای حفظ سلامت دندان هایش نخ دندان می کشید.
he forgot to floss before his dentist appointment.
او قبل از قرار ملاقات با دندانپزشک فراموش کرد نخ دندان بکشد.
flossed regularly, her gums became healthier.
با نخ دندان کشیدن منظم، لثههای او سالمتر شدند.
they recommended i floss twice a day.
آنها توصیه کردند که روزی دو بار نخ دندان بکشم.
after flossing, i felt a significant difference.
بعد از نخ دندان کشیدن، یک تفاوت قابل توجه احساس کردم.
he always flossed before brushing his teeth.
او همیشه قبل از مسواک زدن نخ دندان می کشید.
flossed meticulously, she avoided cavities.
با نخ دندان کشیدن با دقت، از پوسیدگی دندان جلوگیری کرد.
she flossed while watching her favorite tv show.
او در حالی که برنامه تلویزیون مورد علاقه خود را تماشا می کرد، نخ دندان کشید.
flossed correctly, it can prevent gum disease.
با نخ دندان کشیدن صحیح، می تواند از بیماری لثه جلوگیری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید