flosses

[ایالات متحده]/flɒsɪz/
[بریتانیا]/flɑːsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع floss; نوعی نخ نرم
v. سوم شخص مفرد floss; استفاده از floss

عبارات و ترکیب‌ها

flosses teeth

تمیز کردن دندان‌ها

flosses daily

روزانه نخ دندان بکشد

flosses regularly

به طور منظم نخ دندان بکشد

flosses gently

به آرامی نخ دندان بکشد

flosses effectively

به طور موثر نخ دندان بکشد

flosses properly

به درستی نخ دندان بکشد

flosses before bed

قبل از خواب نخ دندان بکشد

flosses after meals

بعد از غذا نخ دندان بکشد

flosses with ease

با سهولت نخ دندان بکشد

flosses with care

با مراقبت نخ دندان بکشد

جملات نمونه

she flosses her teeth every night.

او هر شب دندان‌های خود را نخ می‌کشد.

he always flosses after meals.

او همیشه بعد از غذاها نخ می‌کشد.

flossing is important for dental health.

نخ دندان کشیدن برای سلامت دندان‌ها مهم است.

my dentist recommends that i floss daily.

دندانپزشک من توصیه می‌کند که من روزانه نخ دندان بکشم.

she uses flavored flosses for a better experience.

او از نخ دندان‌های طعم‌دار برای تجربه بهتر استفاده می‌کند.

he forgot to floss before his appointment.

او فراموش کرد قبل از وقت ملاقاتش نخ دندان بکشد.

flosses can help remove plaque between teeth.

نخ دندان می‌تواند به از بین بردن پلاک بین دندان‌ها کمک کند.

they sell different types of flosses at the store.

آنها انواع مختلف نخ دندان را در مغازه می‌فروشند.

using waxed flosses can be easier for some people.

استفاده از نخ دندان‌های مومی می‌تواند برای برخی افراد آسان‌تر باشد.

flosses are essential for maintaining oral hygiene.

نخ دندان برای حفظ بهداشت دهان و دندان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید