floundered

[ایالات متحده]/ˈflaʊndəd/
[بریتانیا]/ˈflaʊndərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تلاش کرد، معمولاً در آب؛ بی هدف تلاش کرد

عبارات و ترکیب‌ها

floundered in confusion

گم شده در سردرگمی

floundered for words

به دنبال کلمات گشتن

floundered in water

در آب سرگردان شد

floundered on stage

روی صحنه سرگردان شد

floundered in silence

در سکوت سرگردان شد

floundered under pressure

تحت فشار سرگردان شد

floundered with doubt

با تردید سرگردان شد

floundered during training

در طول آموزش سرگردان شد

floundered in life

در زندگی سرگردان شد

floundered at work

در محل کار سرگردان شد

جملات نمونه

he floundered in his explanation during the meeting.

او در توضیح خود در طول جلسه سردرگم شد.

after the sudden change, she floundered to find her footing.

پس از تغییر ناگهانی، او برای پیدا کردن جایگاه خود دست و پا زد.

the project floundered due to lack of funding.

به دلیل کمبود بودجه، پروژه دچار مشکل شد.

he floundered in his attempts to learn the new software.

او در تلاش برای یادگیری نرم افزار جدید دست و پا زد.

they floundered in the rough waters of the lake.

آنها در آب‌های خروشان دریاچه دست و پا زدند.

she floundered with her words when asked about her plans.

وقتی از برنامه‌هایش سوال شد، او در بیان کلمات خود دست و پا زد.

the team floundered without clear leadership.

بدون رهبری مشخص، تیم دچار مشکل شد.

he floundered through the difficult exam questions.

او سعی کرد با دست و پا زدن به سوالات دشوار امتحان پاسخ دهد.

she floundered in her dance routine during the competition.

او در طول مسابقه، در رقص خود دست و پا زد.

after the failure, he floundered to regain his confidence.

پس از شکست، او برای بازگرداندن اعتماد به نفس خود دست و پا زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید