dwindled

[ایالات متحده]/ˈdwɪndəld/
[بریتانیا]/ˈdwɪndləd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تدریج کوچک‌تر یا کمتر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

dwindled resources

منابع رو به کاهش

dwindled interest

کاهش علاقه

dwindled population

کاهش جمعیت

dwindled support

کاهش حمایت

dwindled funds

کاهش بودجه

dwindled options

کاهش گزینه ها

dwindled profits

کاهش سود

dwindled energy

کاهش انرژی

dwindled time

کاهش زمان

dwindled enthusiasm

کاهش اشتیاق

جملات نمونه

the number of attendees dwindled as the event progressed.

تعداد شرکت‌کنندگان با پیشرفت رویداد کاهش یافت.

his enthusiasm for the project dwindled over time.

اشتیاق او به پروژه با گذشت زمان کاهش یافت.

the resources available to the team dwindled quickly.

منابع در دسترس برای تیم به سرعت کاهش یافت.

as the sun set, the light dwindled into darkness.

همانطور که خورشید غروب می کرد، نور به تاریکی تبدیل شد.

the population of the endangered species has dwindled significantly.

جمعیت گونه های در معرض خطر به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

interest in the old traditions has dwindled among the younger generation.

علاقه به سنت های قدیمی در بین نسل جوان کاهش یافته است.

her savings dwindled after several unexpected expenses.

پس انداز او پس از چندین هزینه غیرمنتظره کاهش یافت.

the team's chances of winning dwindled after the key player was injured.

شانس پیروزی تیم پس از مصدومیت بازیکن کلیدی کاهش یافت.

as the night wore on, the crowd dwindled to just a few.

همانطور که شب طولانی می شد، جمعیت به چند نفر کاهش یافت.

support for the initiative has dwindled in recent months.

حمایت از این طرح در ماه های اخیر کاهش یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید