flouring

[ایالات متحده]/ˈflaʊərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈflaʊərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پاشیدن یا پوشاندن با آرد؛ فرآیند تبدیل شدن به پودر

عبارات و ترکیب‌ها

flouring dough

آرد کردن خمیر

flouring surface

آرد کردن سطح

flouring mixture

مخلوط آرد شده

flouring technique

تکنیک آرد کردن

flouring method

روش آرد کردن

flouring bread

نان آرد شده

flouring cake

کیک آرد شده

flouring pan

تابه آرد شده

flouring recipe

دستور العمل آرد شده

flouring pastry

شیرینی آرد شده

جملات نمونه

she is flouring the countertop before rolling out the dough.

او قبل از پهن کردن خمیر، پیشخوان را آرد می‌کند.

flouring the baking pan helps prevent the cake from sticking.

آرد کردن سینی پخت به جلوگیری از چسبیدن کیک کمک می‌کند.

he is flouring the chicken before frying it.

او قبل از سرخ کردن، مرغ را آرد می‌کند.

flouring your hands can make kneading easier.

آرد کردن دستانتان می‌تواند ورز دادن را آسان‌تر کند.

she remembered to flour the rolling pin to avoid sticking.

او به یاد داشت که برای جلوگیری از چسبیدن، وردنه را آرد کند.

flouring the surface is essential for making pasta.

آرد کردن سطح برای تهیه خمیر پاستا ضروری است.

he always forgets to flour the dough before shaping it.

او همیشه فراموش می‌کند که قبل از شکل دادن، خمیر را آرد کند.

flouring the fish helps create a crispy coating when frying.

آرد کردن ماهی به ایجاد یک پوشش ترد هنگام سرخ کردن کمک می‌کند.

she prefers to flour her hands rather than using oil.

او ترجیح می‌دهد به جای استفاده از روغن، دستانش را آرد کند.

flouring the bread before baking gives it a beautiful finish.

آرد کردن نان قبل از پخت، باعث می‌شود ظاهری زیبا داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید