flowmete

[ایالات متحده]/ˈfləʊmiːt/
[بریتانیا]/ˈfloʊmiːt/

ترجمه

n. کوتاه‌نویسی برای دستگاه اندازه‌گیری جریان سیال؛ دستگاهی که برای اندازه‌گیری نرخ جریان سیال در یک لوله یا کانال استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیflowmeter

عبارات و ترکیب‌ها

flowmetes continuously

پردازش پیوسته جریان

flowmeted smoothly

جریان به صورت یکنواخت پردازش شد

the flowmete

جریان سنج

flowmetes indicate

جریان سنج نشان می دهد

flowmete rate

نرخ جریان سنج

flowmeted properly

جریان به درستی پردازش شد

flowmete system

سیستم جریان سنج

flowmetes accurately

جریان به صورت دقیق پردازش می شود

جملات نمونه

the flowmete device measures water velocity with high precision.

دستگاه فلوومتر جریان سرعت آب را با دقت بالا اندازه گیری می کند.

scientists use advanced flowmete sensors for ocean research.

دانشمندان از سنسورهای پیشرفته فلوومتر برای تحقیقات دریا استفاده می کنند.

the flowmete reading showed unusual patterns during the storm.

خواندن فلوومتر در حین بارش الگوهای غیر معمولی نشان داد.

a flowmete system monitors river currents continuously throughout the year.

یک سیستم فلوومتر جریان رودخانه را به طور مداوم در سراسر سال نظارت می کند.

engineers installed a new flowmete station upstream from the city.

مهندسین یک ایستگاه جدید فلوومتر را در بالادست شهر نصب کردند.

the flowmete data will be analyzed by the research team next month.

داده های فلوومتر توسط تیم تحقیق ماه آینده تحلیل خواهد شد.

flowmete technology has improved significantly over the past decade.

فناوری فلوومتر در دهه گذشته به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

we need to calibrate the flowmete before deploying it in the field.

ما باید فلوومتر را قبل از نصب آن در میدان کالیبراسیون دهیم.

the flowmete recorded extreme changes in water pressure overnight.

فلوومتر تغییرات شدید فشار آب در طول شب ثبت کرد.

flowmete measurements help researchers predict potential flooding risks.

اندازه گیری فلوومتر به محققان کمک می کند تا خطرات احتمالی سیل را پیش بینی کنند.

the research team deployed multiple flowmete units across the delta.

تیم تحقیق چند واحد فلوومتر را در سراسر دلتا پراکنده است.

flowmete readings must be verified against established scientific standards.

خواندن فلوومتر باید در برابر استانداردهای علمی ثابت تأیید شود.

the flowmete transmitted data in real-time to the monitoring center.

فلوومتر داده را به صورت زنده به مرکز نظارت ارسال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید