fluidizer

[ایالات متحده]/ˈfluːɪdaɪzə/
[بریتانیا]/ˈfluːɪdaɪzɚ/

ترجمه

n. دستگاه یا ابزاری که با وارد کردن گاز یا مایع، یک ماده جامد (به عنوان مثال، پودر) را سیال‌سازی می‌کند و باعث می‌شود مانند یک سیال رفتار کند.

عبارات و ترکیب‌ها

add fluidizer

اضافه کردن سیال‌ساز

use fluidizer

استفاده از سیال‌ساز

need fluidizer

نیاز به سیال‌ساز

more fluidizer

سیال‌ساز بیشتر

less fluidizer

سیال‌ساز کمتر

fluidizer added

سیال‌ساز اضافه شد

fluidizer used

سیال‌ساز استفاده شد

fluidizers available

سیال‌ساز در دسترس است

fluidizer mixing

مخلوط کردن سیال‌ساز

fluidizer dosage

دوز سیال‌ساز

جملات نمونه

the chemist added a polymer fluidizer to improve flow during mixing.

شیمی‌دان یک روان‌کننده پلیمری اضافه کرد تا جریان را در هنگام مخلوط کردن بهبود بخشد.

use a high-range water-reducing fluidizer for a more workable concrete mix.

برای یک مخلوط بتن قابل استفاده‌تر از یک روان‌کننده کاهنده آب با دامنه بالا استفاده کنید.

the lab tested different fluidizer dosages to find the optimal setting time.

آزمایشگاه دوزهای مختلف روان‌کننده را برای یافتن زمان بهینه گیرش آزمایش کرد.

this cement slurry needs a compatible fluidizer to prevent segregation.

این سوسپانسیون سیمانی به یک روان‌کننده سازگار برای جلوگیری از جدا شدن نیاز دارد.

they switched to a low-odor fluidizer to improve workplace conditions.

آنها به یک روان‌کننده با بوی کم تغییر دادند تا شرایط کاری را بهبود بخشند.

add the fluidizer slowly and monitor the viscosity as it disperses.

روان‌کننده را به آرامی اضافه کنید و در حین پخش شدن، ویسکوزیته را کنترل کنید.

the supplier recommended a chloride-free fluidizer for reinforced concrete.

تامین‌کننده یک روان‌کننده بدون کلرید برای بتن آرمه‌شده توصیه کرد.

after the fluidizer was introduced, the paste showed better pumpability.

پس از اضافه کردن روان‌کننده، خمیر پمپ‌پذیری بهتری نشان داد.

store the fluidizer in a sealed container to avoid moisture contamination.

روان‌کننده را در یک ظرف دربسته نگهداری کنید تا از آلودگی رطوبتی جلوگیری شود.

the engineer specified a rapid-dispersing fluidizer for cold-weather pours.

مهندس یک روان‌کننده پخش‌کننده سریع برای بتن‌ریزی در هوای سرد مشخص کرد.

we observed a slump increase after adding the fluidizer at the jobsite.

پس از اضافه کردن روان‌کننده در محل کار، افزایش نشست را مشاهده کردیم.

quality control rejected the batch because the fluidizer was overdosed.

کنترل کیفیت دسته را رد کرد زیرا روان‌کننده بیش از حد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید