fluidness

[ایالات متحده]/ˈfluːɪdnəs/
[بریتانیا]/ˈfluɪdnəs/

ترجمه

n. قابلیت جاری شدن; حالت مایع بودن; کیفیت تغییرپذیری

عبارات و ترکیب‌ها

fluidness of motion

روانی حرکت

fluidness in design

روانی در طراحی

fluidness of thought

روانی اندیشه

fluidness of language

روانی زبان

fluidness in style

روانی سبک

fluidness of movement

روانی حرکت

fluidness of form

روانی شکل

fluidness in expression

روانی بیان

fluidness of ideas

روانی ایده ها

fluidness in performance

روانی اجرا

جملات نمونه

the fluidness of the dance captivated the audience.

ظرافت رقص، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

her writing has a remarkable fluidness that engages readers.

نوشتن او دارای روانی قابل توجهی است که خوانندگان را مجذوب خود می کند.

fluidness in communication is essential for teamwork.

روانی در ارتباطات برای کار گروهی ضروری است.

the fluidness of the water made it perfect for kayaking.

روانی آب آن را برای کایاک سواری عالی کرد.

he admired the fluidness of her movements during the performance.

او به روانی حرکات او در طول اجرا احترام گذاشت.

achieving fluidness in speech can enhance public speaking skills.

رسیدن به روانی در گفتار می تواند مهارت های سخنرانی عمومی را افزایش دهد.

the fluidness of the design gives it a modern look.

روانی طراحی به آن ظاهری مدرن می بخشد.

he practiced daily to improve the fluidness of his guitar playing.

او روزانه تمرین کرد تا روانی نواختن گیتار خود را بهبود بخشد.

fluidness in thought is crucial for creative processes.

روانی در تفکر برای فرآیندهای خلاقانه حیاتی است.

the fluidness of the narrative kept the readers engaged.

روانی روایت، خوانندگان را درگیر خود نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید