fluidounce

[ایالات متحده]/ˈflʊɪdaʊns/
[بریتانیا]/ˈfluːɪdaʊns/

ترجمه

n. واحدی از حجم مایع برابر با 1/16 پینت یا تقریبا 29.6 میلی لیتر؛ در پزشکی برای اندازه گیری حجم مایع استفاده می شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fluidounce measurement

اندازه گیری فلویداونس

fluidounce conversion

تبدیل فلویداونس

fluidounce scale

مقیاس فلویداونس

fluidounce capacity

ظرفیت فلویداونس

fluidounce bottle

بطری فلویداونس

fluidounce volume

حجم فلویداونس

fluidounce size

اندازه فلویداونس

fluidounce recipe

دستور العمل فلویداونس

fluidounce serving

سهم فلویداونس

fluidounce indicator

نشانگر فلویداونس

جملات نمونه

she poured the liquid into the measuring cup, ensuring it was exactly one fluidounce.

او مایع را در پیمانه اندازه گیری ریخت و اطمینان حاصل کرد که دقیقاً یک فلویداونس باشد.

the recipe calls for two fluidounces of olive oil.

دستور العمل به دو فلویداونس روغن زیتون نیاز دارد.

he measured out a fluidounce of syrup for his pancakes.

او یک فلویداونس شربت برای پنکیک هایش اندازه گیری کرد.

in the lab, we need to measure fluidounces accurately for our experiments.

در آزمایشگاه، ما باید فلویداونس ها را به طور دقیق برای آزمایش های خود اندازه گیری کنیم.

the bottle contains twelve fluidounces of juice.

بطری حاوی دوازده فلویداونس آبمیوه است.

for the cocktail, add one fluidounce of rum.

برای کوکتل، یک فلویداونس رم اضافه کنید.

she drank a fluidounce of medicine every morning.

او هر روز صبح یک فلویداونس دارو می نوشید.

fluidounce is a common unit of measurement in cooking.

فلویداونس یک واحد اندازه گیری رایج در آشپزی است.

the nutritional label indicates that one serving is eight fluidounces.

برچسب تغذیه نشان می دهد که یک وعده هشت فلویداونس است.

she filled the bottle with sixteen fluidounces of water.

او بطری را با شانزده فلویداونس آب پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید