flukes

[ایالات متحده]/fluːks/
[بریتانیا]/fluːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع فلک; وقوع تصادفی; میخ لنگر; قلاب در نیزه شکار; ماهی تخت; شکل جمع فلک; تک یاخته
v. به طور تصادفی موفق شدن

عبارات و ترکیب‌ها

lucky flukes

شانس‌های غیرمنتظره

fish flukes

پولک‌های ماهی

flukes of fate

نشانه‌های سرنوشت

flukes and luck

شانس و اقبال

flukes in life

نکات غیرمنتظره در زندگی

flukes happen

شانس‌ها اتفاق می‌افتند

flukes occur

شانس‌ها رخ می‌دهند

flukes of nature

نشانه‌های طبیعت

deal with flukes

با شانس‌ها برخورد کنید

flukes can change

شانس‌ها می‌توانند تغییر کنند

جملات نمونه

he won the game by sheer flukes.

او بازی را فقط به دلیل شانس محض برد.

sometimes life is just a series of flukes.

گاهی اوقات زندگی فقط مجموعه‌ای از شانس‌هاست.

her success was attributed to a few lucky flukes.

موفقیت او به لطف چند شانس خوب به او نسبت داده شد.

you can't rely on flukes to achieve your goals.

نمی‌توانید برای رسیدن به اهداف خود به شانس تکیه کنید.

the flukes in his performance surprised everyone.

شانس در عملکرد او همه را شگفت زده کرد.

winning the lottery is often just a matter of flukes.

برنده شدن در قرعه کشی اغلب فقط به شانس بستگی دارد.

she thought her promotion was due to flukes.

او فکر کرد که ارتقای او به دلیل شانس بوده است.

flukes can happen when you least expect them.

شانس می‌تواند زمانی اتفاق بیفتد که انتظار آن را نداشته باشید.

his flukes in the exam made him overconfident.

شانس در امتحان او باعث شد که اعتماد به نفس بیش از حد پیدا کند.

she achieved her dream job through a series of flukes.

او از طریق مجموعه‌ای از شانس‌ها شغل رویایی خود را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید